responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : جامع المسائل ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد تقي بهجت    جلد : 1  صفحه : 202


طفل ميت مسلمان در شكم مادر غير مسلمان و اگر ميّت ، زنِ غير مُسلِمه باشد يا مثل آن چه كتابيّه چه غير كتابيه و حامله باشد به طفل مؤمن [1] واجب است على المشهور [2] او را پشت به قبله دفن نمايند تا آن كه طفل



[1] يعنى مُسلم يا مُسلمه .
[2] بلكه خالى از وجه موافق با احتياط نيست ؛ و احوط جريان حكم است در همه اقسام غير مُسلمه و در همه اقسام اولاد اگر چه قبل از احراز وُلوجِ روح در ولد باشد ؛ و هم چنين احتياط ، در گذاشتن زن است به جانب چپ زن در قبر . ( قبله در دفن ) و اگر قبله ، معلوم نباشد ، به ظنّ عمل مىنمايد و اگر مظنون نباشد و تأخير و استعلامْ ممكن نباشد ، ساقط است استقبال در موارد دفن و در مورد القاى در دريا كه مقتضاى احتياط ، استقبال است . ( حكم طفل در شكم مادر و فوتِ يكى ) مسأله : اگر طفل در شكم مادر زنده اش بميرد ، اخراج مىشود از طريق ممكن با ملاحظهء ارفق به حال زنده حتى اگر منحصر شد به تقطيع . و اخراج از طريق فرج با ادخال دست در آن جايز است . و متصدّى اين علاج بعد از شوهر ، زنهاى با مهارت است ؛ پس از آن ، مردِ با خبره با تقديمِ مَحرم بر غير مىشود . و اگر زن بميرد و طفل زنده باشد ، مىتوانند طرف چپ را بشكافند و طفل را اخراج نمايند و موضع را خياطت نمايند . و در همه اينها ملاحظهء ارفق به حال زنده و اقلّ از جَرْح و لوازم آن به حال ميّت نمايند . و كفايت استصحاب حيات ولد ، خالى از وجه مبنى بر تقديم نفس احتمالى بر تمثيل يقينى به ميّت نيست . ( دوران امر بين زنده ماندن مادر يا بچهء در شكم ) و در صورت زنده بودن هر دو و خوف بر هر دو در مفروض از وُلوج روح در جنين ، پس صورت حادثه ، در موارد فرق مىكند و با نظر اهل خبره بايد تشخيص داده شود ؛ پس اگر طورى است كه اگر هر دو بمانند هر دو هلاك مىشوند و اگر يكى هلاك شود ديگرى سالم مىماند ، متّجه است جواز اتلاف يكى اگر معيّن باشد . و اين علاج در آخرين وقت انجام داده مىشود . و اگر غير معيّن باشد ، تقديم مادر و زنده بودن او ، بىوجه نيست در صورتى كه مسلمه باشد بر ولدى كه اسلام او به تبعيّت است . و هم چنين تقديم طفل محكوم به اسلام بر مادر غير مسلمه ، متّجه است . و جريان تفصيل مذكور در علم در صورت ظنّ يا احتمال مؤثّر در خوف ، خالى از وجه نيست كه اگر هر دو بمانند ، خوف بر هر دو هست و اگر يكى غير معيّن يا معيّن اتلاف شود ، خوف بر ديگرى نيست ؛ پس انتظارِ قضا ، در وقتى است كه در علم و ظنّ و احتمال موجب خوف ، معالجه به جميع اقسامش با تركش مساوى باشند ، يا در معالجه ، مزيد خوف ، يا علم به تعجيلِ مخوف باشد ، و ممكن است مراد از تصريح به انتظار ، همين صورت باشد . ( نحوهء كفن و دفن شهيد ( ب ) ) مسأله : « شهيد » دفن مىشود با جامه هاى خود كه پوشيده است در حال شهادت ، چه خون اصابت كرده باشد به آنها ، يا نه ، و درآورده نمىشود مگر آن چه از پوست محض باشد ، مانند چكمه به نحو معهود و لباسى كه پوست فقط باشد ؛ پس پوستين معهود ، درآورده نمىشود ، اگر چه اصابت خون به آن نشود بنا بر اظهر . و اسباب شهادت ، حديد يا غير آن باشد ، فرق ندارد . و چنانچه تكفين نيست براى [ شهيدِ ] غير مجرّد از ثياب ، تغسيل [ نيز ] براى شهيد نيست چنانكه گذشت ، بلكه بعد از نماز ميّت ، دفن مىشود .

202

نام کتاب : جامع المسائل ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد تقي بهجت    جلد : 1  صفحه : 202
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست