به هارون الرشيد و به مأمون خليفه نرسيده بود ، تا به مشورت على بن يقطين و فضل بن سهل ذو الرياستين چندان اعتماد كرده بودند ، و به مسترشد خليفه هم نرسيده بود ، تا بر قول نوشيروان خالد شيعي كه وزير او بود اعتماد كرده بود ، و اين خبر پندارى به سلطان ملكشاه نرسيده بود ، تا دختر خود خاتون سلقم با سپهبد على شاعى ملك مازندران مىداد ، و بر مجد الملك قمى اعتماد كرده بود ، و به سلطان بر كيارق نرسيده بود تا بر گفت و مشورت رئيس أبو اسحاق مشگوى اعتماد كرده بود ، و اين خبر علماى سنت با سلطان سنجر نگفته بودند ، و خيانت كرده بودند ، تا او بر شرف الدين بو طاهر مهيسه وزير قمى و بر معين الدين بو نصر كاشى اعتماد كرده بود و . . . و در صفحه 473 گفته است : هر رباطى و مدرسه كه رفيع تر و عالىتر و نيكوتر است همه خواجگان شيعي كرده اند ، چون مجد الملك وزير ، الملك كه مدرسه و زانيان كرده اند ، و شرف الدين نوشروان خالد ، و رباطهاى معين - الدين ، و مدرسه صفى الدين و مجد الدين و غير آن ، كه روشن تر است از آفتاب . . .