تهران مىباشد . گويند والدش شرف الدين را چند دختر بوده ، و اولاد ذكور نداشت ، چون زوجه اش بيحيى حامله شد ، شرف الدين حضرت رسول صلى لله عليه وآله را در خواب ديد ، عرض كرد يا رسول الله اين بچه كه در شكم عيالم است چه نام گذارم ؟ فرمود : يحيى . چون آن پسر به دنيا آمد او را يحيى نام نهادند ، آنگاه كه شهيد شد ، فهميدند سر نام گذاشتن حضرت رسول او را به يحيى . تنبيه برد و اشتباه در اينجا ضرور است 1 - اينكه گفته : قبر عز الدين يحيى در رى و تهران مىباشد ، مبنى بر غفلت و اشتباه است زيرا چنان كه در " تاريخ طبرستان " صريحا ذكر كرده است عز الدين يحيى در قم در مشهدستى فاطمه بنت موسى بن جعفر عليهما السلام مدفون است . 2 - اينكه گفته : منتجب الدين به سال پانصد و هشتاد و پنج هجرى قمرى در گذشته است اشتباه عجيب است ( ما عن قريب ببيان اين اشتباه به تفصيل خواهيم پرداخت ان شاء الله تعالى ) استاد دانشمند جناب آقاى عباس اقبال در مجله يادگار ( سال اول شماره چهارم ) تحت عنوان " خاتمه ترجمه " تاريخ بيهقى ( صفحه 69 ) گفته : عز الدين مرتضى يحيى بن أبى الفضل محمد الشريف المرتضى نقيب قم و رى وآبه كه 591 موقعى كه سپاهيان مؤيد الدين بن القصاب به يارى قتلغ ايناتج و امراى عراق به آبه ورى آمده بودند ، و بين اين وزير و امراى عراقى اختلاف شد دروازه هاى رى را بر روى سپاهيان وزير خليفه گشود ، و لشگر بغداد در رى ريختند ، وقلتغ ايناتج و امراى عراق منهزم گرديدند ، و در نتيجه سراج الدين قيماز ، ونور الدين قرا ، كشته شدند ، در سال 592 موقعى كه تكش خوارزمشاه