responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : مفاتيح الجنان ( فارسي ) نویسنده : الشيخ عباس القمي    جلد : 1  صفحه : 475


او تشريف آورد ودر اطاق كتابخانه نشست وملاطفت ومهربانى بسيار كرد وفرمود بخوان پسران خود را بيايند تا آنها را اكرام كنم پس والد پسرها را طلبيد وبا من پنج نفر بودند پس ايستادند در نزد در مقابل آن حضرت ودر نزد آن حضرت از جامه وچيزهاى ديگر بود پس يك يك را مىخواند وچيزى از آنها به او مىداد پس نوبت به برادر مزبور سلمه الله رسيد حضرت نظرى بر او افكند مانند كسى كه در غضب باشد والتفات فرمود بسوى والد مرحوم وفرمود اين پسر تو دو تربت از تربتهاى قبر من در زير ران خود شكسته است پس مثل برادران ديگر او را نخواند بلكه افكند بسوى او چيزى والان در ذهنم است كه گويا قاب شانه ترمه به او داد پس علامه والد بيدار شد وخواب خود را براى مرحومه والده نقل كرد ووالده حكايت را براى ايشان بيان كرد والد تعجب كرد از صدق اين خواب انتهى

فصل هشتم در فضيلت وكيفيت زيارت كاظمين

فصل هشتم در فضيلت وكيفيت زيارت كاظمين يعنى امام موسى كاظم وامام محمد تقى عليه السلام وذكر مسجد براثا وزيارت نواب اربعه رضي الله عنهم وزيارت جناب سلمان رضي الله عنه ومشتمل است بر چند مطلب

مطلب اول در فضيلت وكيفيت زيارت كاظمين عليهما السلام

مطلب اول در فضيلت وكيفيت زيارت كاظمين عليهما السلام

بدان كه از براى زيارت اين دو امام معصوم عليهما السلام فضل بسيارى ذكر شده

بدان كه از براى زيارت اين دو امام معصوم عليهما السلام فضل بسيارى ذكر شده ( ودر اخبار كثيره وارد شده كه : زيارت امام موسى عليه السلام مثل زيارت حضرت رسول صلى الله عليه وآله است ) ( ودر روايتى است كه : هر كه او را زيارت كند مثل آن است كه زيارت كرده باشد حضرت رسول صلى الله عليه وآله وامير المؤمنين عليه السلام را : ودر روايت ديگر : مثل آن است كه امام حسين عليه السلام را زيارت كرده باشد : ودر حديث ديگر : هر كه او را زيارت كند بهشت از براى او است ) وشيخ جليل محمد بن شهرآشوب در مناقب از تاريخ بغداد نقل كرده كه خطيب مؤلف آن كتاب به سند خود از على بن خلال نقل نموده كه گفت هيچ امر دشوارى مرا روى نداد كه بعد از آن بروم به نزد قبر حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام ومتوسل به آن جناب شوم مگر آنكه خدا آن را از براى من آسان كرد ونيز گفته كه ديده شد در بغداد زنى كه مىدويد پس به او گفتند كه به كجا مىروى گفت بسوى قبر موسى بن جعفر عليهما السلام كه دعا كنم براى پسرم كه او را حبس كرده اند مردى حنبلى مذهب در آنجا حاضر بود استهزا كرد به آن زن وگفت پسرت در زندان مرد آن زن گفت خداوندا از تو سؤال مىكنم به حق آن كسى كه او را در زندان شهيد كردند كه مرادش همان حضرت است كه قدرت خود را به من بنمايى ناگاه پسر آن زن را رها كردند وپسر آن مرد حنبلى را كه استهزا كرده بود به جنايت او گرفتند ( وشيخ صدوق از ابراهيم بن عقبه روايت كرده كه گفت : نوشتم به خدمت امام على نقى عليه السلام ودر نامه سؤال كرده بودم از زيارت ابى عبد الله عليه السلام واز زيارت امام موسى وامام محمد تقى عليه السلام

نام کتاب : مفاتيح الجنان ( فارسي ) نویسنده : الشيخ عباس القمي    جلد : 1  صفحه : 475
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست