responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : مفاتيح الجنان ( فارسي ) نویسنده : الشيخ عباس القمي    جلد : 1  صفحه : 433


به ساير كتب رسيده وشايع ورواج گشته مثلا كتاب منتهى الآمال اين احقر را تازه طبع كردند بعض از كتاب آن به سليقه خود در آن تصرفاتى نموده از جمله در أحوال مالك بن يسر ملعون نوشته از دعاى امام حسين عليه السلام هر دو دست او از كار افتاده بود الحمد لله در تابستان مانند دو چوب خشك مىگرديد الحمد لله ودر زمستان خون از آنها مىچكيد الحمد لله وبر اين حال خسران مال بود الحمد لله در اين دو سطر عبارت چهار لفظ الحمد لله كاتب موافق سليقهء خود جزء كرده ونيز در بعضى جاها بعد از اسم جناب زينب يا ام كلثوم به سليقهء خود لفظ خانم زياد كرده كه زينب خانم وام كلثوم خانم گفته شود كه تجليل از آن مخدرات شود وحميد بن قحطبه را چون دشمن داشته بواسطهء بدى او حميد بن قحبه نوشته ولكن احتياط كرده قحطبه را نسخه بدل او نوشته وعبد ربه را صلاح ديده عبد الله نوشته شود وزحر بن قيس كه به حاء مهمله است در هر كجا بوده به جيم نوشته وام سلمه را غلط دانسته وتا ممكنش بوده ام السلمه كرده الى غير ذلك وغرضم از ذكر اين مطلب در اينجا دو چيز بود يكى آنكه اين تصرفاتى را كه اين شخص كرده به سليقهء خود اين را كمال دانسته وخلافش را ناقص فرض كرده وحال آنكه همين چيزى كه او كمال دانسته باعث نقصان شده پس از اينجا قياس كنيم كه چيزهايى كه ما از روى جهل ونادانى در دعاها وزيارات داخل مىكنيم يا به سليقهء ناقص خود بعض تصرفات مىنماييم وآن را كمال فرض مىنماييم بدانيم كه همان چيزها پيش اهلش سبب نقصان وبىاعتبارى آن دعا يا زيارت خواهد بود پس شايسته است كه ما بهيچوجه در اين باب مداخله نكنيم وهر چه دستور العمل دادند به همان رفتار نموده واز آن تخطى ننماييم وديگر غرضم آن بود كه معلوم شود هر گاه نسخه اى كه مؤلفش زنده وحاضر ونگهبان او باشد اينطور كنند با او ، ديگر با ساير نسخ چه خواهند كرد وبه كتابهاى چاپى ديگر چه اعتماد است مگر كتابى كه از مصنفات مشهوره علماى معروفين باشد وبه نظر ثقه از علماى آن فن رسيده وامضا فرموده باشد روايت شده در حال ثقه جليل فقيه مقدم در اصحاب ائمه عليهم السلام يونس بن عبد الرحمن كه كتابى در اعمال شبانه روز نوشته بود جناب ابو هاشم جعفرى آن كتاب را به نظر مبارك حضرت عسكرى عليه السلام رسانيد حضرت تمام آن را مطالعه وتصفح فرمود پس از آن فرمود هَذَا دِينِي ودِينُ آبَائِي كُلُّه وهُوَ الْحَقُّ كُلُّه همه اين دين من ودين پدران من است وتمامش حق است ) ملاحظه كن كه ابو هاشم جعفرى با آنكه بر كثرت علم وفقاهت وجلالت وديانت جناب يونس مطلع بوده است به همين اكتفا نكرده در عمل كردن از روى كتاب او تا آنكه آن را به نظر مبارك امام خود رسانيده ( ونيز روايت شده : از بورق شنجانى هراتى كه مردى معروف به صدق وصلاح وورع بوده كه در سامره خدمت امام

نام کتاب : مفاتيح الجنان ( فارسي ) نویسنده : الشيخ عباس القمي    جلد : 1  صفحه : 433
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست