responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : مفاتيح الجنان ( فارسي ) نویسنده : الشيخ عباس القمي    جلد : 1  صفحه : 431


معتبره معروفه نزد علما است ومن اين زيارت را بلاواسطه از همان كتاب شريف نقل كردم آخر زيارت شهدا همين بود كه ذكر شد فَيَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَكُمْ فَأَفُوزَ مَعَكُمْ پس اين زيادتيها كه بعضى بعد از اين ذكر كرده اند فِي الْجِنَانِ مَعَ النَّبِيِّينَ والصِّدِّيقِينَ والشُّهَدَاءِ والصَّالِحِينَ وحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقا السَّلامُ عَلَى مَنْ كَانَ فِي الْحَائِرِ مِنْكُمْ وعَلَى مَنْ لَمْ يَكُنْ فِي الْحَائِرِ مَعَكُمْ الخ تمامى اينها زيادى وفضولى است شيخ ما در كتاب لؤلؤ مرجان فرموده اين كلمات كه متضمن چند دروغ واضح است علاوه بر جسارت ارتكاب بر بدعت وجسارت افزودن بر فرموده امام عليه السلام چنان شايع ومتعارف شده كه البته چند هزار مرتبه در شب وروز در حضور مرقد منور ابى عبد الله الحسين عليه السلام ومحضر ملائكهء مقربين ومطاف انبيا ومرسلين عليهم السلام به آواز بلند خوانده مىشود واحدى بر ايشان ايراد نمىكند واز گفتن اين دروغ وارتكاب اين معصيت نهى نمىنمايند وكمكم اين كلمات در مجموعه هايى كه در زيارت وادعيه احمقان از عوام جمع مىكنند وگاهى اسمى براى آن مىگذارند جمع شده وچاپ رسيده ومنتشر گشته واز مجموعه اين احمق به مجموعه آن احمق نقل گرديده وكار به جايى رسيده كه بر بعضى طلبه مشتبه شده روزى طلبه اى را ديدم كه آن دروغهاى قبيحه را براى شهدا مىخواند دست بر كتفش گذاشتم ملتفت من شد گفتم از اهل علم قبيح نيست چنين اكاذيب در چنين محضرى گفت مگر مروى نيست تعجب كردم گفتم نه گفت در كتابى ديدم گفتم در كدام كتاب گفت مفتاح الجنان ساكت شدم چه كسى كه در بىاطلاعى كارش به اينجا رسد كه جمع كرده بعضى عوام را كتاب شمرد ومستند قرار دهد قابل سخن گفتن نيست پس شيخ مرحوم كلام را در اين مقام طول داده وفرموده كه به حال خود گذاشتن عوام در امثال اين امور جزئيه وبدعتهاى مختصره مثل غسل اويس قرن وآش ابو الدرداء تابع ومخلص حقيقى معاويه وروزه صمت كه در روز سخن نگويند وغير آن كه احدى بر مقام نهى برنيامده سبب تجرى شده كه در هر ماه وسال پيغمبر وامام تازه پيدا مىشود ودسته دسته از دين خدا بيرون مىروند انتهى كلامه رفع مقامه اين فقير گويد خوب تامل كن در فرمايش اين عالم جليل كه مطلع است بر مذاق شرع مقدس چگونه اين مطلب همى عظيم وعقده اى بزرگ در دل او گرديده چون مىداند مفاسد اين كار را بر خلاف آنانكه از علوم اهل بيت عليهم السلام محروم وبى بهره ماندند وبه دانستن ضغثى از اصطلاحات والفاظ اكتفا كردند كه امثال اين مطالب را چيزى ندانند بلكه تصحيح وتصويب نموده وعمل بر وفق آن نمايند لا جرم كار به جايى رسد كه كتاب مصباح المتهجد واقبال ومهج الدعوات وجمال الاسبوع ومصباح الزائر وبلد الامين وجنه الواقيه ومفتاح الفلاح ومقباس وربيع الاسابيع وتحفه وزاد المعاد وامثال اين كتب متروك ومهجور شود واين مجموعه هاى احمقانه شايع شود كه در دعاى مجير كه از دعاهاى معتبره مرويه است در هشتاد موضع آن كلمه بعفوك زياد كنند وكسى انكار نكند ودر دعاى جوشن كه مشتمل بر صد فصل است براى هر فصلى يك خاصيتى وضع كنند وبا بودن اين همه زيارات ماثوره زيارت مفجعه جعل كنند وبا بودن اين همه دعاهاى معتبره مرويه با مضامين عاليه وكلمات فصيحه بليغه دعايى بىربط در كمال برودت جعل نمايند ونام او را دعاى حبى گذارند واز كنگره عرش آن را نازل نمايند وچندان فضيلت براى او وضع نمايند كه انسان را متحير وسراسيمه نمايد از جمله آنكه العياذ بالله جبرئيل به حضرت رسول صلى الله عليه وآله از جانب حق سبحانه وتعالى گفته باشد كه هر بنده كه اين دعا را با خود دارد او را عذاب نكنم اگر چه مستوجب جهنم باشد وعمر خود را به معصيت گذرانده باشد ومرا در هيچوقت سجده نكرده باشد من آن بنده را ثواب هفتاد هزار پيغمبر بدهم وثواب هفتاد هزار زاهد وثواب هفتاد هزار شهيد بدهم وثواب هفتاد هزار نمازگزار بدهم وثواب هفتاد هزار برهنه كه پوشانيده باشد بدهم وثواب هفتاد هزار گرسنه كه سير كرده باشد بدهم وثواب به عدد ريگهاى بيابانها بدهم وثواب هفتاد هزار بقعه زمين بدهم وثواب مهر نبوت رسالت پناه بدهم وثواب عيسى روح الله وابراهيم خليل الله بدهم وثواب اسماعيل ذبيح الله وموسى كليم الله ويعقوب نبى الله وآدم صفى الله وجبرئيل وميكائيل واسرافيل وعزرائيل وفرشتگان بدهم يا محمد هر كه اين دعاى بزرگوار حبى را بخواند يا با خود دارد بيامرزم او را وشرم دارم كه عذاب كنم الخ وشايسته است كه انسان از شنيدن اينها عوض خنده گريه كند كتب ادعيه شيعه كه به مرتبه اى متقن ومحكم بوده كه غالب آنها كه استنساخ مىنمودند خودشان از اهل علم بودند واز روى نسخى كه به خط اهل علم وتصحيح شده علما بوده مقابله وتصحيح مىنمودند واگر اختلافى بود در حاشيه اش به آن اشاره مىكردند مثلا در دعاى مكارم الاخلاق وبَلِّغْ بِإِيمَانِي در حاشيه اش اشاره مىكنند در نسخه ابن اشناس وأَبْلِغْ بِإِيمَانِي است ودر روايت ابن شاذان اللَّهُمَّ أَبْلِغْ إِيمَانِي است يا مثلا فلان كلمه به خط ابن سكون چنين است وبه خط شهيد چنين وهكذا كارش به جايى رسيده كه منحصر به كتاب مفتاح شده كه فىالجمله وصفش را شنيدى واين كتاب مرجع عوام وخواص وعرب وعجم گرديده واين نيست جز از بىاعتنايى اهل علم به حديث واخبار ورجوع نكردن به كتب علما وفقهاى اهل بيت اطهار ونهى ننمودن از امثال اين بدع واضافات ودس وضاعين وتحريف جاهلين وجلو نگرفتن از نااهلان واز تصرفات بىخردان تا كار به جايى رسيده كه دعاها موافق سليقه ها تلفيق شده وزيارتها ومفجعه ها وصلواتها اختراع شده ومجموعه هاى بسيار از دعاهاى دس شده چاپ شده وبچه مفتاحها متولد گشته وكمكم سرايت كرده

نام کتاب : مفاتيح الجنان ( فارسي ) نویسنده : الشيخ عباس القمي    جلد : 1  صفحه : 431
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست