نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 293
معناى « سبحان » قبلاً گفته شد . « حَزن الارض » يعنى زمينى كه سنگلاخ و كوهستانى است مانند تپه ها ، « سهل » در مقابل آن زمين هموار را مىگويند ، « مِن حَزنِ الأرض » يعنى از زمينهاى سنگلاخ « و سهلها » يعنى از زمينهاى غير سنگلاخ كه هموار است ; و « عذب » يعنى زمينهايى كه پاك است و قابليت كشت و زرع را دارد ، در مقابل زمين « سبخ » يعنى شوره زار كه استعداد كشت و زرع ندارد . پس خداوند تبارك و تعالى از زمينهاى مختلف سنگلاخ ، هموار ، قابل كشت ، و زمين شوره زار خاك جمع كرد . « تُرْبَةً سَنَّهَا بِالْمَاءِ حَتَّى خَلَصَتْ » ( خاكى كه آن را با آب مخلوط كرد تا اين كه گِل خالص شد . ) يك معناى « سنّ » ريختن است ، « سنّها بالماء حتى خلصت » يعنى آب روى آن ريخت تا اين كه خالص شد ; و معناى ديگر « سنّ » صيقلى كردن و نرم كردن مىباشد ، ممكن است كه عبارت « سنّها بالماء » به اين معنا باشد كه به وسيله آب آن را خالص و نرم كرده باشد ; زيرا آن خاك شايد مثلا كاه و شن و سنگ و چوب لابلايش بوده است ، آن ناخالصى ها را از آن جدا كرد تا با خاك خالص و آب خالص يك موجود خالص و نرمى شد ، چون مىخواهد از آن انسان به وجود آيد بايد يك موجود نرم و خالصى باشد . در بعضى نسخه ها به جاى « خلصت » « خضلت » آمده ، يعنى تا اين كه آن خاك كاملاً مرطوب شد ، و شايد اين تعبير بهتر باشد . « وَلاَطَهَا بِالْبَلَّةِ حَتَّى لَزُبَتْ » ( و مخلوط كرد آن خاك را با ترى ، تا يك موجود چسبنده اى شد . ) « فَجَبَلَ مِنْهَا صُورَةً ذَاتَ أَحْنَاء وَوُصُول وَأَعْضَاء وَفُصُول » ( پس خدا از اين خاكى كه گل شد صورتى را خلق كرد كه داراى اعضاى كج و منعطف و وصل و فصل است . )
293
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 293