نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 199
به اينها كائنات مىگويند و اصطلاح « كون » بر اينها اطلاق مىشود . « اختراع » به چيزهايى مىگويند كه مادّه دارند ولى مدّت ندارند مثل افلاك . ( 1 ) مىگفتند : افلاك قديمى مىباشند پس مسبوق به عدم و زمان نيستند ، بلكه داراى مادّه مىباشند ، لذا به آنها مخترعات مىگفتند . « ابداع » به چيزهايى مىگويند كه نه مادّه دارند و نه مدّت ، پس مجرّدات يعنى عقولى را كه قائل بودند خدا اوّل آن عقول را خلق كرده ، اين عقول مجرّد را مبدعات مىگفتند ، و ايجاد خدا نسبت به آنها را ابداع مىگفتند ; در حقيقت به نظر فلاسفه موجودات بر سه قسم اند : 1 - كائنات ، آنهايى كه داراى مادّه و مدّت هستند ( هر دو ) . 2 - مخترعات ، آنهايى كه تنها داراى مادّه هستند و مدّت ندارند . 3 - مبدعات ، آنهايى كه نه مادّه دارند نه مدّت . پس اگر روى اصطلاح باشد نمىشود خدا را كائن گفت ، براى اين كه خدا نه مادّه دارد و نه مدّت ، خدا مجرّد كامل است . بنابراين حضرت كه در اينجا « كائن » مىگويند روى اصطلاح فلسفى نيست ، بلكه اين « كائن » به حسب لغت عرب است ، و در لغت عرب « كون » به معنى بودن است ، منتها چون در « كان » حدوث و زمان وجود دارد ، حضرت حدوث آن را برداشت و فرمود : كائن و موجود است اما حدوث ندارد و قديم است . « مَوجُودٌ لاَ عَنْ عَدَم » ( خداوند موجود است اما نه اين كه مسبوق به عدم باشد . )
1 - بنابر تحقيق مرحوم ملاصدرا كه زمان را مقدار حركت مادّه و ناشى از آن مىداند و حضرت استاد هم در درسهاى گذشته آن را تأييد نمودند ، تصور اين كه موجودى مادّه داشته باشد بدون مدّت يعنى زمان ، بسيار مشكل است ; زيرا مادّه و حركت و زمان هر سه با هم متلازمند .
199
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 199