نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 622
است و دختر ، شرط ديگرى ندارد ، هر دو در اين جامعه زندگى مىكنند و نان و آبى هم مىخورند منتها از هم جدا هستند ، به حكم شارع مقدّس با خواندن يك عقد بين آنها ارتباط زناشويى برقرار كنيد ، اين دو نفرى كه از هم جدا هستند بيايند با هم باشند ، ازدواج همين است ; بقيه آن نظير خانه مستقل ، ماشين آن چنانى ، و شيربها چقدر ، اينها همه رسوم غلطى است كه ريشه آن بى اعتمادى مردم نسبت به يكديگر است . از بس به يكديگر دروغ گفته اند اعتمادشان نسبت به يكديگر كم شده و اين شرايط و اين عادات را براى خودشان درست كرده اند ، شرايطى كه زندگى را تلخ و مردم را له كرده است . اگر مردم راستگو و مؤمن مىشدند و به يكديگر اعتماد مىكردند ، بسيارى از مشكلات اجتماعى از بين مىرفت . « فَهُمْ فِيهَا تَائِهُونَ حَائِرُونَ جَاهِلُونَ مَفْتُونُونَ » ( پس مردم در آن فتنه ها سرگردان و متحيّر و نادان و فتنه زده بودند . ) « تيه » يعنى بيابان ، قرآن در مورد بنى اسرائيل مىفرمايد : ( يتيهون فى الارض ) ( 1 ) يعنى بيابان گردى مىكردند ; مردم در آن فتنه ها سرگردان و متحيّر بودند و نمىدانستند چگونه خود را از عادات زشتى كه براى خودشان درست كرده اند و فتنه هايى كه گرفتار آن شده اند نجات دهند . بهترين خانه و بدترين ساكن « فِى خَيْرِ دَار ، وَشَرِّ جِيرَان » ( در بهترين خانه بودند ، و بدترين همسايگان . ) مردمى كه پيغمبر در بين آنها مبعوث شد در بهترين خانه بودند ; چون از مكه بهتر نداريم . ( انّ اوّل بيت وضع للنّاس للّذى ببكّة مباركاً ) ( 2 ) اوّل خانه اى كه براى مردم