نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 465
« سبحانه » اشاره به اين نكته است كه اگر انسان به پيامبر احتياج داشته باشد و خدا نفرستد دليل بر اين است كه خدا يا نمىداند يا بخيل است و يا نمىتواند ، و هر كدام از اينها براى خدا نقص است ، در صورتى كه او منزّه از نقايص است . « مِنْ نَبِىٍّ مُرْسَل ، اَوْ كِتَاب مُنْزَل » ( از پيامبرى كه فرستاده شده باشد يا كتابى كه از طرف خداوند نازل شده باشد . ) « اَوْ حُجَّة لاَزِمَة » ( يا حجّتى كه خدا به وسيله آن بر ما احتجاج كند . ) « لازمة » يعنى ملازم با مردم . « اَوْ مَحَجَّة قَائِمَة » ( يا راه راستى كه ثابت و پايدار باشد . ) « محجّة » به معناى طريق است . منظور از راه راست قانون عدل الهى است كه به وسيله پيامبران معيّن شده است . شايد اين عبارت اعم از كتاب ( قرآن ) باشد و سنّت پيامبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) را هم شامل شود . مفاد حديث ثقلين بديهى است همان گونه كه كتاب خدا براى ما حجّت است سنّت او نيز حجّت است و علاوه بر سنّت پيامبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) سنّت عترت آن حضرت نيز براى ما حجّت مىباشد ، زيرا بر طبق حديثى كه متواتر ( 1 ) بين الفريقين است و محدّثين و مورّخين اهل سنّت نظير مسلم ، ترمذى و ديگران نيز نقل كرده اند ، پيامبر فرمود : من از بين شما خواهم رفت و دو چيز نفيس بين شما باقى مىگذارم : « كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا » كتاب خدا و اهل بيتم ، اگر به آنها تمسّك جوييد گمراه نخواهيد شد .
1 - « متواتر » روايتى است كه صدور آن از معصوم قطعى باشد .
465
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 465