نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 73
زمانى كه آن دو آمدند گروهى از شيعيانش را ديدند كه منتظر بيرون آمدن امام يا وارد شدن بر امام بودند ، در همين هنگام پسر بچه اى خردسال بيرون آمد و مردم به احترامش ايستادند ، ابو حنيفه متوجه شد و پرسيد ، اى پسر مسلم ! اين كيست ؟ گفت : اين موسى فرزند اوست . گفت : به خدا سوگند در برابر شيعيانش او را سرشكسته مىسازم . گفت : آرام باش تو بر اين كار توانايى ندارى . گفت : به خدا سوگند ؛ اين كار را خواهم كرد . سپس به سوى موسى عليه السّلام رفت و گفت : اى پسر ! در اين شهر شما ، شخص غريب كجا قضاى حاجت مىكند ؟ گفت : پشت ديوار پنهان مىشود و مراقب چشمان همسايه و شطهاى رودخانه و درختان ميوه دار مىباشد و رو به قبله و پشت به قبله نمىكند در اين هنگام هر طور خواست كارش را انجام مىدهد . سپس گفت : اى پسر ! نافرمانى از چه كسى است ؟ فرمود : اى شيخ ! از سه حال خارج نيست يا از خداست و از بنده نيست كه در اين صورت حكيم نبايد بنده را بر كارى كه نكرده مؤاخذه كند و يا از سوى بنده و خدا با هم است و خداوند شريك قوىتر است كه در اين فرض هم شريك بزرگتر نبايد بخاطر گناه ، شريك كوچكتر را مؤاخذه كند و يا اينكه از سوى بنده است و از جانب خداوند نيست كه در اين حالت اگر خداوند خواست مىبخشد و اگر خواست عقوبت مىكند . گفت : ابو حنيفه را سكوتى سنگين فرا گرفت گويا كه دهانش ، سنگ بلعيده است . گفت : بدو گفتم آيا به تو نصيحت نكردم كه به اولاد رسول خدا صلَّى الله عليه و آله متعرض نشوى ! . 4 - پيامبر صلَّى الله عليه و آله فرمود : هر گاه بر من صلوات فرستيد ، صلوات ناقص و ناتمام نفرستيد بلكه صلوات بر اهل بيت من هم بفرستيد و آنان را از من جدا نكنيد همانا هر سبب و نسبى روز قيامت قطع مىگردد مگر سبب و نسب من . 5 - از امام صادق عليه السّلام روايت شده زمانى كه بعد از كشته شدن عثمان با امير مؤمنان عليه السّلام بيعت شد ، وى بر فراز منبر رفت و خطبه اى خواند و در آن فرمود : بدانيد [ كه روزگار ] دگر باره شما را در بوته آزمايش ريخت مانند روزى كه خدا پيامبر شما را برانگيخت ، به خدايى كه او را به راستى مبعوث فرمود ، به هم خواهيد درآميخت و چون دانه كه در غربال ريزند يا چون غذا كه در ديگ ريزند روى هم خواهيد ريخت تا آن كه در زير است زبر شود و آنكه بر زبر است به زير در شود و آنان كه واپس ماندهاند پيش برانند و آنان كه پيش افتادهاند واپس مانند به خدا سوگند كلمه اى از حق را نپوشاندم و دروغى بر زبان نراندم كه از چنين حال و چنين روز آگاهم كردهاند .
73
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 73