نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 55
گوارشى او و در بالا و پايينش و آنچه در درونش از غضروفهاى آويخته به دنده تا شكم ، و آنچه در سر اوست از چشم و گوش هم . از آفرينش او جز شگفتى نتوانى و در وصف او به رنج درمانى . پس ، بزرگ است خدايى كه او را بر دست و پاهايش برپا داشت و بر ستونهاى بدنش نگاه داشت . در آفرينش آن آفريننده اى با او انباز نبود و در خلقت آن ، توانايى وى را كار ساز نه ، اگر فكرت خود را در گونه گون راههاى آفرينش بگردانى تا خود را به نهايت آن راهها رسانى تو را جز اين نشان ندهد كه آفرينندهء مورچه و خرما بن يكى بود ، به خاطر دقتى كه جدا جدا در آفرينش هر چيزى به كار رفته است و اختلاف دقيق و ديرياب كه در خلقت هر جاندار با جاندارى ديگر نهفته است و ميان كلان و نازك اندام ، و گران و سبك ، و نيرومند و ناتوان . در آفرينش جز همانندى نيست ، و خلقت آسمان و هوا ، و بادها و آب يكى است . پس بنگر در آفتاب و ماه و درخت و گياه ، و آب و سنگ ، و شب و روز رنگارنگ ، و روان گشتن اين درياها ، و فراوانى اين كوهها ، و درازى ستيغهاى كوه ، و گونه گونى لغتها و زبانهاى مردم انبوه ، پس واى بر آن كه تقديركننده را نپذيرد ، و تدبيركننده را ناآشنا گيرد . پنداشتهاند همچون گياهانند كه آنان را كارنده اى نيست و اختلاف صورتهاشان را سازنده اى . در آنچه ادعا كردند حجتى نياورند . آيا هيچ بنايى بود بىسازنده و يا جنايتى بىجنايتكننده ؟ و اگر خواهى از ملخ بگويم كه دو ديدهء سرخ آفريد براى آن ، و دو حدقه برايش افروخت چون ماه تابان ، و او را گوش بداد پوشيده و پنهان و برايش دهانى بگشود به اعتدال ، و حسى نيرومند و به كمال ، و دو دندان پيشين كه بدانها ببرد و دو پاى داس مانند كه بدانها چيزى را بگيرد . كشاورزان در كشت خود از آن مىترسند و توانايى راندنش را ندارند هر چند همه كسان خود را فراهم آرند ، تا گاهى كه در جست و خيزهايش روى به كشته آرد و هر چه خواهش آن است روا دارد ، و همه اندام ملخ به اندازه يك انگشت باريك نيست . پس بزرگ است خدايى كه آنچه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه او را سجده نمايد ، و خوار و فروتن ، گونه و چهره بر زمين سايد و از سر تسليم و ناتوانى طاعت او بپذيرد ، و از بيم و ترس رشته فرمانبرى او را در گردن گيرد . و پرنده ، رام فرمان اوست ، پرها و دم زدن آن را شمرده است و پاهايش را برترى و خشكى استوار كرده است ، و روزى آن را مقدر فرمود . و جنسهاى آن را بشمار آورده است . اين كلاغ است و اين عقاب ، و اين كبوتر است و اين شتر مرغ . هر پرنده را به نام آن خواند ، و روزى او را پذيرفت و بدو رساند . و ابر گرانبار را بيافريد و باران پيوسته را از آن ببارانيد و نصيب هر جا را معين گردانيد ، و زمين را از پس آنكه خشك بود تر كرد و پس از آنكه رستنى نداشت گياه از آن روياند .
55
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 55