نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 285
بىنياز ساختى فرمود : از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله شنيدم فرمود : موقعيتهاى مردم را در نظر بگير ، سپس على عليه السّلام فرمود : من تعجب مىكنم از كسانى كه براى خود با اموالشان غلام و كنيز مىخرند و با نيكوكاريهايشان آزادگان را نمىخرند . 4 - جامع الاخبار : باديه نشينى نزد امير مؤمنان آمد و گفت : يا امير مؤمنان من به سه علت گرفتارى دارم ، علت جسمانى ، علت نادارى ، علت نادانى . امير مؤمنان جواب داد : اى برادر عرب علت جسمانى را به طبيب عرضه كن و علت نادانى را به عالم و دانشمند و علت نادارى را به انسانى كريم . اعرابى گفت : يا امير مؤمنان ، كريم تويى ، عالم تويى و طبيب تويى ، امير مؤمنان دستور داد از بيت المال سه هزار درهم به او بدهند و فرمود : هزار درهم براى معالجه مرض و هزار درهم براى فراگيرى علم و هزار درهم براى فقر و نادارى . 5 - وقتى امير مؤمنان عمرو بن عبد ودّ را انداخت و سرش را از تن جدا نكرد عده اى او را نكوهش مىكردند و حذيفه دفاع مىكرد . پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله فرمود : اى حذيفه آرام گير به همين زودى على سبب توقفش را خواهد گفت . حضرت امير ، عمرو را زد [ و سرش را از تن جدا كرد ] و پيش پيامبر اكرم آمد حضرت رسول در اين باره از وى سؤال كرد عرض كرد : به مادرم دشنام داد و آب دهن به سويم انداخت پرهيز كردم از اينكه به جهت خودم به او ضربت بزنم به اين منظور او را رها كردم تا خشمى كه در من پيدا شده بود از بين رفت سپس او را در راه خدا كشتم . 6 - امالى صدوق : هلال بن مسلم جحدرى مىگويد : از جدّم حرّه « يا حوّه » شنيدم كه گفت : شبى در حضور على بن ابى طالب بودم كه مالى آوردند به مأمورين مربوطه فرمود : اين مال را تقسيم كنيد ، عرض كردند شب است فردا اين كار را انجام مىدهيم ، فرمود : ضمانت مىكنيد كه من تا فردا زنده باشم ، گفتند : اينكه در دست ما نيست ، فرمود : به تأخير نيفكنيد تا تقسيمش كنيد ، شمعى آوردند و مال را همان شب تقسيم كردند . 7 - مناقب بن شهر آشوب : ام كلثوم گفت : اى ابا صالح ، مقدارى بالنگ خدمت امير مؤمنان آورده بودند ، حسن يا حسين خواست بالنگى را بردارد ، اى كاش مىديدى امير مؤمنان از دستش گرفت و آنگاه دستور داد آنها را بين فقرا تقسيم كنند ، مردى از طايفه خثعم ديد كه حسن و حسين عليهما السّلام نان و سبزى و سركه مىخورند ، به ايشان گفت : آيا اين غذا را مىخوريد ؟ در صورتى كه در حياط خانه خوراكيهايى وجود دارد ؟ گفتند :
285
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 285