نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 277
4 - عمر بن خطاب براى مردم خطبه مىخواند و گفت : اگر شما را از آنچه مىدانيد و مىشناسيد باز دارم چه خواهيد كرد ؟ اين مطلب را سه بار تكرار كرد . پس على عليه السّلام برخاست و فرمود : در اين هنگام تو را توبه مىدهيم اگر توبه كردى تو را مىپذيريم . گفت : و اگر توبه نكردم ، فرمود : در اين صورت ضربه اى بر تو وارد مىسازيم . پس گفت : خداى را سپاس كه در اين امّت كسى را قرار داد كه هر گاه بيراهه رفتيم ما را به راه آورد . 5 - برسى در مشارق الانوار آورده كه حسن بصرى گفته : حضرت خضر هنگامى كه با حضرت موسى عليه السّلام ملاقات كرد و بين ايشان گذشت آنچه گذشت گنجشكى آمد و قطره اى از آب دريا برداشت و بر روى دست حضرت موسى ريخت ، به خضر گفت : اين ديگر چيست ؟ حضرت خضر جواب داد : او مىگويد : علم ما و علم سايرين ، از گذشتگان و آيندگان ، در كنار علم وصى پيامبر امى جز مثل اين قطره در اين دريا نيست و ابن عباس نقل كرده كه : على بن ابى طالب امير مؤمنان از آغاز شبى تا صبح در شرح باء « بسم الله » سخن گفت و به سين نرسيد و فرمود : اگر مىخواستم به تعداد بار چهل شتر از شرح « بسم الله » بازگو مىكردم . 6 - مناقب : امپراطور روم [ طى نامه اى ] از ابو بكر سؤال كرد از مردى كه اميد به بهشت ندارد و از خدا نمىترسد ، به ركوع و سجده نمىرود ، مرده و خون مىخورد و گواهى مىدهد به چيزى كه نديده است و فتنه را دوست و حق را دشمن مىدارد . ابو بكر جوابى به او نداد و عمر گفت : كفر ديگرى به كفرت افزودى اين موضوع به امير مؤمنان رسيد . حضرت فرمود : اين مردى از دوستان خداى تعالى است كه اميد بهشت و ترس از دوزخ ندارد ولى از خدا مىترسد ، و از ظلم خدا نمىترسد و از عدل خدا مىترسد و در نماز بر ميّت ركوع نمىكند ، به سجده نمىرود و ملخ و ماهى مىخورد و جگر را مىخورد ، مال و فرزند را دوست مىدارد * ( إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ ) * . به وجود بهشت و دوزخ گواهى مىدهد در صورتى كه آنها را نديده است و مرگ را دوست نمىدارد در صورتى كه حق است و در گفتارى آمده كه مىگفت : براى من است آنچه براى خدا نيست ، يعنى من همسر و فرزند دارم ، با من است آنچه با خدا نيست يعنى با من ظلم و ستم هست و با من است آنچه خدا خلق نفرموده يعنى من حامل قرآن هستم و او در اين باره افترا نمىبندد و من مىدانم آنچه را خدا نمىداند و منظور اين قول نصارى است كه اعتقاد دارند عيسى فرزند خداست . نصارى و يهود را تصديق مىكنم
277
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 277