نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 275
از منّ و فضل و كرم و جلال خود به من دستور داده است كليدهاى دوزخ را به حضرت محمد بدهم و حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله به من امر فرموده است آنها را به على بن ابى طالب بدهم در اين باره گواه من باشيد ، من كليدهاى بهشت و دوزخ را مىگيرم سپس فرمود : اى على تو دامن مرا مىگيرى و اهل بيت من دامنت را مىگيرند و شيعيان تو ، دامن اهل بيتت را مىگيرند ، فرمود : من دو دستم را به هم زدم و گفتم يا رسول الله به بهشت مىرويم ؟ فرمود : بلى سوگند به خداى كعبه . اصبغ مىگويد : از مولايم غير اين دو حديث ، ديگر حديثى نشنيدم و حضرت به ملكوت اعلى پيوست صلوات الله عليه . 2 - ارشاد : اصبغ بن نباته گفته كه : وقتى با امير مؤمنان بيعت كردند حضرت در حالى كه عمامه رسول خدا را بر سر گذاشته و رداى آن بزرگوار را به دوش انداخته بود به مسجد آمد و منبر رفت خدا را حمد و ثنا گفت : و وعظ و نصيحت فرمود سپس در حالى كه انگشتان دستهايش را در هم فرو برده و روى شكم نهاده بود نشست و فرمود : اى مردم قبل از اينكه به فقدان من گرفتار شويد از من بپرسيد ، از من بپرسيد كه علوم اولين و آخرين نزد من است . هان ! به خدا سوگند اگر برايم مجلس قضاوتى بر پا دارند بين اهل تورات با توراتشان و بين اهل انجيل با انجيلشان ، و بين اهل زبور با زبورشان ، و بين اهل قرآن با قرآنشان قضاوت مىكنم به طورى كه هر يك از اين كتابها بگويد : پروردگارا ! على با حكم تو داورى كرد . به خدا سوگند من به قرآن و تأويل آن داناترم از هر كسى كه مدعى دانستن آن باشد ، و اگر آيه اى در قرآن كريم نبود ، برايتان خبر مىدادم ، به آنچه تا روز قيامت خواهد بود . آنگاه فرمود : از من بپرسيد قبل از اينكه مرا از دست بدهيد به آن خدا سوگند كه دانه را شكافت و جان را به وجود آورد اگر از من آيه به آيه قرآن را بپرسيد هر آينه به شما خبر خواهم داد كه در چه زمانى و در چه باره اى نازل شده است و خبر مىدهم ناسخ كدام و منسوخ كدام است خاص كدام و عام كدام است و محكم و متشابه ، و مكى و مدنى كدام هستند ، به خدا سوگند هيچ گروهى وجود ندارد كه تا روز قيامت گمراه كند يا هدايت نمايد مگر اينكه من رهبر ، محرك و سخنور ايشان را مىشناسم . 3 - عمر بن خطاب گفت : اى ابا الحسن در داورى و فصل خصومت كه از تو سؤال مىشود عجله مىكنى حضرت دست خود را ظاهر كرد و پرسيد : چند انگشت است ؟ جواب داد : پنج ، فرمود : اى ابا حفص عجله كردى ، گفت : بر من پوشيده نبود . على عليه السّلام فرمود : و من در چيزى عجله مىكنم كه برايم مخفى نيست .
275
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 275