responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 251


8 - الكفاية : يحيى بن نعمان گفت : نزد حضرت حسين عليه السّلام بودم كه عربى به حضورش وارد شد به صورتش نقاب داشت و سبزه رو و گندمگون بود سلام داد و حضرت ، جواب سلام او را داد ، گفت : يا ابن رسول الله مسأله اى دارم ، فرمود : مسأله ات را بگو ، گفت : بين ايمان و يقين چه قدر فاصله است ؟ فرمود : به اندازهء چهار انگشت ، عرض كرد : چگونه ؟
فرمود : ايمان چيزى است كه آن را شنيده‌ايم و يقين چيزى است كه آن را ديده‌ايم و بين چشم و گوش چهار انگشت فاصله است ، عرض كرد : بين آسمان و زمين چه فاصله اى است ؟ فرمود : دعائى است كه به اجابت برسد ، عرض كرد : بين مشرق و مغرب چه فاصله اى است ؟ فرمود : سير يك روزهء خورشيد ، عرض كرد : عزت مرد در چيست ؟ فرمود :
بىنيازى او از مردم عزت اوست . گفت : قبيحترين چيز چيست ؟ فرمود : فسق از پيرمرد .
قبح و تندخويى از فرمانروا قبيح است و دروغ از كسى كه شرف دارد قبيح است و بخل ثروتمند و حرص اهل دانش قبيح است . عرض كرد : راست گفتى اى فرزند رسول خدا از عدد امامان بعد از پيامبر به من خبر بده فرمود : بلى اى برادر عرب خبرت مىدهم ، امام و خليفه بعد از رسول خدا پدرم امير مؤمنان على بن ابى طالب است و حسن و من و نه نفر از فرزندان من ، از آنها است فرزندم على و بعد از او فرزندش محمد و بعد از او فرزندش جعفر و بعد از او فرزندش موسى و بعد از او فرزندش على و بعد از او فرزندش محمد و بعد از او فرزندش على و بعد از او فرزندش حسن و بعد از او حضرت مهدى است ، او نهمين نفر از فرزندان من است در آخر زمان براى دين قيام مىكند سپس اعرابى ايستاد و گفت :
< شعر > پيشانيش را مسح كرد پيمبر بر گونه اش تابيد برق و اخگر فرزند بهترين قريشيان است از جد او جدى نبوده برتر < / شعر > 9 - الكفاية : مسعده گفت : نزد حضرت صادق بودم كه پيرمردى گوژپشت ، در حالى كه به عصاى خود تكيه مىداد وارد شد ، سلام كرد حضرت امام صادق عليه السّلام به او جواب گفت :
عرض كرد : يا ابن رسول الله دستتان را بدهيد ببوسم ، حضرت دستش را پيش برد و او بر دست حضرت بوسه زد و گريست ، حضرت فرمود : اى پيرمرد براى چه گريه كردى ؟ عرض كرد :
فدايت شوم ، اى پسر پيامبر صد سال است كه قائم شما را انتظار مىكشم و مىگويم اين ماه

251

نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 251
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست