نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 25
پرستش كنند و بهشت را با آن به دست آورند . سؤال شد : آنچه در معاويه وجود داشت چه بود ؟ فرمود : آن ( نوعى ) نيرنگ و شيطنت بود كه شبيه عقل است ، ولى عقل نيست . 5 - پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله كه سؤالهاى شمعون بن لاوى بن يهودا از اصحاب حضرت عيسى عليه السّلام را پاسخ داده بود . شمعون گفت : همانا مرا شفا دادى و از كوردلى بينايم كردى ، پس مرا به راههاى هدايت رهنمون ساز . آنگاه پيامبر خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : اى شمعون دشمنانى از جن و انس در كمين دارى كه در صدد نبرد با تو هستند تا دينت را از تو بگيرند . اما دشمنان انسى گروهى هستند كه از آخرت هيچ بهره اى ندارند و به آنچه نزد خداوند است شوق و رغبتى نيارند ، تمام همتشان عيبجويى در كار مردمان است و عيبى در خود نمىبينند و در كارهاى خود نمىانديشند ، اگر ترا صالح و شايسته ببينند حسادت ورزند و گويند : رياكار است و اگر ترا فاسد يافتند ، گويند : خير و خوبى در وى نيست . اما دشمنان جنى تو ، ابليس و لشكريان اوست . پس هر گاه نزد تو آيد و بگويد فرزندت مرد ، بگو : زندگان براى مردن آفريده شدهاند و پارهء تن من داخل بهشت شد كه آسودگى و راحتى من است ، و هر گاه به تو بگويد : مال و ثروتت تباه شد ، بگو : خداى را سپاس كه مىبخشد و مىستاند و زكات مالم گرفته شد ، ديگر بر من زكات نيست ، و هر گاه تو را بگويد : مردم بر تو ستم مىكنند در حالى كه تو ستم نمىكنى ، به او بگو : همانا روز قيامت عذاب الهى شامل كسى خواهد بود كه بر مردم ستم مىكند ، و راهى عليه نيكوكاران نيست ، و آنگاه كه به تو گويد : چه فراوان است احسان و نيكوكاريت ! و مىخواهد تو را به عجب و خود پسندى وادارد ، بگو بدى من از نيكيم زيادتر است و زمانى كه به تو گويد : چه زياد است نمازت ! بگو : غفلت من از نمازم بيشتر است و اگر بگويد : چقدر بخشش مىكنى ؟ ! بگو : آنچه گرفتهام بيش از بخشش من است . و هنگامى كه بگويد : چه بسيارند ستمكاران بر تو ! بگو : كسانى كه من از ايشان ستم كردهام زيادترند . و زمانى كه بگويد : چقدر كار مىكنى ؟ بگو : نافرمانى من زياد شده است . وقتى خداى تبارك و تعالى . . . زمين را بگسترد ، زمين بر خود باليد و مباهات كرد و گفت : چه چيز بر من چيره مىشود ؟ خداى تعالى كوهها را آفريد ، و آنها را بر پشت زمين ثابت و استوار كرد ، تا زمين رام و آرام شد ، اين بار كوهها بر زمين مباهات كردند و گفتند : چه چيز حريف ما مىشود ؟ خداى تعالى آهن را آفريد تا كوهها را بشكافد و خوار و ذليل سازد . اين بار آهن بر كوهها تفاخر كرد و گفت : چه چيزى بر من
25
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 25