نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 237
به حركت درآورد و آن مرد به حال اوليه خود برگشت . مردى از ياران آن حضرت بلند شد و عرض كرد : چنان كه ملاحظه كرديم شما داراى چنين قدرتى هستيد با اين حال لشكرى را جهت جنگ با معاويه تدارك مىبينيد چرا با قسمتى از اين قدرت خدادادى استفاده نمىكنيد و ما را از شرّ معاويه كفايت نمىفرماييد ، حضرت اندكى سر به پايين انداخت آنگاه سر بلند فرمود و گفت : به خدايى كه دانه را شكافت و جانها را آفريد اگر بخواهم اين پاى كوتاهم را در طول اين بيابانها و كوهها و درهها به حركت درآوردم تا آن را به سينه معاويه در روى تختش بكوبم و با سر واژگونش سازم مىتوانم و اگر به خدا سوگند ياد كنم كه او را پيش از آنكه از اين مجلس برخيزم پيش من بياورد قبل از آنكه شما چشم خود را باز كنيد و ببنديد مىتوانم ، ولى ما به آن وصف هستيم كه خداى تعالى در كتابش فرموده است : [ عباد مكرمون لا يسبقونه بالقول و هم بامره يعملون ] . بندگانى گرامى ، كه با گفتار بر او پيشى نگيرند و آنان به امر او عاملند . 6 - بشارة المصطفى : امام باقر عليه السّلام فرمود : حضرت امير مؤمنان عليه السّلام در كوفه اين خطبه را خواند : اى مردم ، شايد بعد از من نخواهيد شنيد گوينده اى را كه مثل گفتار من بگويد ، مگر اينكه افتراء ببندد . من برادر رسول خدا ، و پسر عمويش و شمشير عذابش و ستون ياوريش ، و دلاورى و جنگاورى او هستم من قطب گردان دوزخ و دندانهاى آسياى او هستم ، من يتيمكنندهء پسران و دختران و گيرندهء جانها ، من عذاب خدا هستم كه آن را از گناهكاران بر نمىگرداند ، من هماورد پهلوانانم و كشنده سواران و نابود سازنده كسانى كه به خداى رحمان كفر مىورزند ، من داماد خير الانامم من سرور اوصيايم وصى بهترين پيامبرانم ، من دروازه شهر علمم ، من خازن و وارث دانش رسولم ، من همسر بتولم كه سرور زنان جهانيان مىباشد فاطمهء متقى و پاكيزه و نيكوكار ، حبيبهء حبيب خدا و بهترين دختران و فرزندان آن حضرت ، ريحانهء رسول خدا ، دو نواده اش بهترين نواده گان و دو فرزندش والاترين فرزندان . آيا بر آنچه مىگويم منكرى هست ؟ كجا هستند گرويدگان از نصارى و يهود ؟ نام من در انجيل ايليا و در تورات بريها و در زبور ارى و نزد هندوان كلبن و پيش روميان بطريسا ، و نزد ايرانيان جبير و نزد تركان تيبر و نزد زنگيان خبير ، پيش كاهنان بوى ، نزد حبشيان تبريك ، نزد مادرم حيدره ، نزد دايهام ميمون و نزد عرب على و نزد ارامنه فريق و نزد پدر زهير مىباشم . 7 - و گفت : حضرت على عليه السّلام اراده فرمود : از كوفه به حروره برود و در ميان اصحابش
237
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 237