responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 229


مىفرمود : اى مردم اگر روزه بگيريد به آن مقدار كه مانند وتر كمان باريك شويد و نماز بخوانيد ، به آن اندازه كه مثل كمان خميده شويد و خدا را بخوانيد ، به آن حد كه بند بندتان از هم جدا شود و سپس أبا الحسن را دوست نداشته باشيد خدا شما را برويتان به دوزخ مىافكند ، سپس فرمود : اى أبا الحسن دستت را در دست من بگذار به درستى كه خدا مرا و ترا از يك درخت برگزيد من اصل و تو فرع آن هستى ، هر كس فرع آن را قطع كند خدا او را رو به آتش مىافكند سپس فرمود : على سيد وصيّين و امام متقين است با ناكثين و مارقين و قاسطين مىجنگد منزلت على نسبت به من مثل هارون به موسى است با اين تفاوت كه بعد از من پيامبرى نخواهد بود .
9 - اختصاص : أبان احمر مىگويد : امام صادق عليه السّلام به من فرمود : اى أبان مردم چگونه قول امير مؤمنان صلوات الله عليه را انكار مىكنند زمانى كه فرمود : اگر مىخواستم پايم را بلند مىكردم و به سينه فرزند ابو سفيان در شام مىزدم و او را از تختش واژگون مىكردم و حال آنكه برداشتن تخت بلقيس را از آصف وصىّ سليمان و آوردن آن به پيشگاه سليمان را منكر نمىشوند قبل از اينكه چشم بر هم زند آيا پيامبر ما صلَّى الله عليه و آله و سلم افضل پيامبران نيست ؟ و وصىّ او افضل اوصياء نمىباشد ؟ آيا او را مانند وصى سليمان قرار نمىدهند خدا بين ما و بين كسانى قضاوت كند كه حق ما را منكر مىشوند و فضل ما را انكار مىكنند .
10 - نهج البلاغه : در مسيرش به سوى شام ، بزرگان شهر انبار آن حضرت را ملاقات كردند و از مركبها به احترامش پياده شدند و دستها را به سينه نهادند فرمود : اين چه كارى است كه انجام مىدهيد ؟ عرض كردند : رسم ما است امراى خود را به اين وسيله تعظيم مىكنيم ، فرمود : به خدا سوگند امرايتان از اين كار نفعى نمىبرند و خودتان را بدين وسيله به زحمت مىاندازيد و سبب مشقت خودتان در آخرت مىشويد ، چه زيانبار است مشقتى كه پشت سرش مجازات وجود دارد و چه سود آور است آسايشى كه به دنبال خود امان از آتش دارد .
11 - نصر گفت : عمرو بن شمر گفت : سپس على عليه السّلام بين دو صف ايستاد و مكرر صدا زد اى معاويه ، معاويه گفت : بپرسيد با من چكار دارد ؟ فرمود : دوست مىدارم كه به من ظاهر شود تا با او سخن بگويم ، معاويه بيرون آمد و عمرو بن عاص نيز با او بود وقتى به نزديكى حضرت رسيدند [ آن حضرت ] توجهى به عمرو نفرمود و به معاويه گفت :

229

نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 229
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست