responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 227


و مردم را از پيوستن به على بن ابى طالب منع كن تا دستور [ مجددم ] به تو برسد .
زيد وقتى نامه عايشه را خواند گفت : به او فرمانى داده شده كه غير آن فرمان به ما داده شده است او كارى مىكند كه ما مأمور انجام آن هستيم ، و به ما دستور داده كارى بكنيم كه او به آن مأمور شده است . دستور [ شرع مقدّس ] به وى اين است كه در خانه اش بنشيند و دستور ديانت به ما اين است كه بجنگيم تا فتنه اى باقى نماند . و السلام 4 - امالى طوسى : عبد الرحمن ابن ابى ليلى نقل كرده كه در جنگ جمل ، هشتاد نفر از جنگجويان بدر و يك هزار و پانصد نفر از اصحاب رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلم در خدمت امير مؤمنان على عليه السّلام بودند .
5 - احتجاج : روايت شده كه سر زبير و شمشيرش را نزد امير مؤمنان عليه السّلام آوردند ، حضرت شمشير او را به دست گرفت و فرمود : اين شمشير در موارد زيادى غم را از صورت رسول خدا از بين برد ، اما در اين موقع با هلاكت و سقوط است .
6 - احتجاج : روايت شده كه حضرت در ميان كشته شدگان جمل به جنازه طلحه برخورد كرد ، فرمود : او را بنشانيد ، او را نشاندند ، فرمود : به درستى كه تو را سابقه اى بود ، اما شيطان به دماغت وارد شد و به آتش دوزخ گرفتارت ساخت .
7 - نهج البلاغه : حضرتش را كلامى است كه در بصره به مروان بن حكم فرموده است و داستانش چنين است كه : در جنگ جمل وى به اسارت درآمد ، حضرت امام حسن و حضرت امام حسين عليهما السّلام نزد امير مؤمنان شفاعت او را كردند و با آن حضرت صحبت كردند و گفتند : او با شما بيعت خواهد كرد و رهايش ساختند . حضرت فرمود : آيا او با من بعد از كشته شدن عثمان بيعت نكرد ؟ ، مرا به بيعت كردن او نيازى نيست ، دست او دست يهودى است اگر با من بيعت كند با انگشت سبّابه اش حيله مىكند اما او را سلطنتى است كوتاه مدت مانند اينكه سگ دماغ خود را مىليسد و او پدر چهار فرزند است كه امّت از او و از فرزندانش روزگار سرخى [ خونريزى ] خواهد داشت .
8 - كنز الكراجكى : ابن عباس روايت كرده كه أبا ذر غفارى را ديدم در حالى كه دست در حلقه بيت الله الحرام داشت و مىفرمود : اى مردم هر كس مرا مىشناسد مىشناسد و هر كس نمىشناسد اسمم را به او مىگويم ، من جندب ربذه اى ، ابو ذر غفارى هستم . من رسول خدا را در سال گذشته ديدم در حالى كه اين حلقه را گرفته بود و

227

نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 227
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست