نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 225
احتجاجات منتخبات جزء سى و دوم « 12 حديث » 1 - نهج البلاغة : ابن عباس نقل كرده كه به موقع بيرون رفتن به جنگ اهل بصره ، در منزل ذى قار ، به محضر امير مؤمنان عليه السّلام وارد شدم در حالى كه كفش خودش را وصله مىزد ، به من فرمود : اين كفش چقدر مىارزد ؟ عرض كردم : چيز با ارزشى نيست ، فرمود : اين كفش برايم از فرمانروايى كردن بر شما ، ارزشمندتر است مگر اينكه حقى را استوار سازم و يا باطلى را از بين ببرم . آنگاه بيرون آمد و بر مردم خطبه اى خواند و فرمود : به درستى كه خداى سبحان ، محمد صلَّى الله عليه و آله و سلم را موقعى به پيامبرى فرستاد كه عربى نبود كتابى بخواند و ادعاى پيامبرى نمايد ، او مردم را به طرفى حركت داد كه موقعيت خود را آماده كنند و به محل نجاتشان برسند ، [ در سايه تعليمات و راهنماييهاى آن حضرت ] نيزه هايشان راست و سنگ هموارشان آرام شد . به خدا سوگند من جزء كسانى بودم كه دشمن را مىراندم تا جايى كه پا به فرار مىگذاشت نه ناتوان مىشدم و نه مىترسيدم و به درستى كه رفتن من به سوى اهل بصره با همان دلاورى و شجاعت صورت مىگيرد و باطل را مىشكافم [ تا حق ، ثابت و استوار گردد ] . 2 - تفسير عياشى : زراره روايت كرده به حضرت امام باقر و يا حضرت صادق سلام الله عليهما عرض كردم آيا زبير در جنگ بدر حضور داشت فرمود : بلى ولى در جمل فرار كرد اگر با مؤمنين مىجنگيد پس به جهت مقابله با ايشان به هلاكت رسيده است و اگر با كفار مىجنگيد وقتى كه پشت به آنها كرد دچار غضب خدا شد . 3 - رجال كشى : روايت شده كه عايشه از بصره به زيد بن صوحان نوشت كه : از عايشه زوجه پيامبر به فرزندش زيد بن صوحان خالص ، پس از رسيدن نامهام در خانه ات بنشين
225
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 225