نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 213
أزدى ، به حضور حضرت امام صادق عليه السّلام رسيدند و عرض كردند : فدايت شويم ، مفضل بن عمر مىگويد : شما روزى بندگان را مقدّر مىكنيد . فرمود : به خدا سوگند ارزاق ما را مقدّر نمىكند مگر خدا . جهت اهل بيتم به طعامى نياز پيدا كردم ، سينهام تنگ شد و در آن باره به فكر فرو رفتم تا اينكه روزى ايشان را فراهم آوردم و آن موقع دلم آرام شد ، خدا او را لعنت كند و از او بيزار شود عرض كرديم ما هم او را لعن بكنيم ؟ و از او بيزارى بجوييم ؟ فرمود : بلى ، ما هم او را لعن كرديم و از وى دورى جستيم ، خدا و رسولش از او بيزار باشند . 12 - در كافى آمده است كه آن حضرت فرمود : تعجب از اقوامى كه گمان مىكنند علم غيب مىدانيم ، هيچ كس جز خدا علم غيب را نمىداند . خواستم فلان كنيزم را بزنم فرار كرد ندانستم در كدام يك از اطاقهاى خانه پنهان شده است . 13 - عيون اخبار الرضا : عقيم قريشى از پدرش از احمد بن على انصارى از يزيد بن عمير بن معاويه شامى نقل كرد : در مرو به حضور على بن موسى الرضا عليه السّلام رسيدم و به ايشان عرض كردم اى فرزند رسول خدا ، از حضرت امام صادق عليه السّلام به ما روايت شده كه فرمود : نه جبر است و نه تفويض ، امرى است بين دو امر ، معناى اين حديث چيست ؟ حضرت فرمود : هر كس گمان كند كه خداى عزّ و جلّ كارهاى ما را انجام مىدهد و سپس ما را در برابر همان اعمال عذاب مىكند قائل به جبر شده است و هر كس گمان كند كه خداى عزّ و جلّ امر خلق و روزى را به حجج خود سپرده است قائل به تفويض شده است ، قائل به جبر ، كافر است و قائل به تفويض ، مشرك . . .
213
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 213