نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 199
< فهرس الموضوعات > [ امامت و عصمت ] < / فهرس الموضوعات > [ امامت و عصمت ] < فهرس الموضوعات > فضائل اهل بيت عليهم السّلام < / فهرس الموضوعات > فضائل اهل بيت عليهم السّلام < فهرس الموضوعات > منتخبات جزء بيست و سوم « 4 حديث » < / فهرس الموضوعات > منتخبات جزء بيست و سوم « 4 حديث » 1 - علل الشرائع : از جعفر بن محمد از كرام روايت شده كه حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود : اگر مردم منحصرا دو مرد باشند يكى از آنها امام خواهد بود و فرمود : آخرين كسى كه مىميرد امام مىباشد تا يكى از افراد نتواند به خداى تبارك و تعالى احتجاج كند كه او را بدون حجت رها كرده است . 2 - مناقب شهر آشوب : ابو ذر از پيامبر صلَّى الله عليه و آله روايت كرده است كه هر كسى جوانى را در ميان گروهى از مردم به كار گمارد و در بين ايشان كسى باشد كه خدا از او راضىتر است اين كار او خيانت به خدا خواهد بود . حضرت امام رضا عليه السّلام به ابن رامين فقيه فرمودند : وقتى حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله از مدينه بيرون شد كسى را به عنوان جانشين خود در مدينه تعيين نفرمود ؟ جواب داد : بلى على عليه السّلام را خليفه قرار داد . فرمود چگونه به مردم مدينه نفرمود شخصى را برگزينيد زيرا جمع شما به گمراهى نمىافتد ! جواب داد براى اينكه ترسيد مخالفت كنند و فتنه اى بر پا كنند ! حضرت فرمود : اگر فسادى در بين مردم ايجاد مىشد به موقع برگشتن آن را اصلاح مىكرد . گفت : اين محكمتر است . حضرت فرمود : آيا كسى را براى بعد از مرگش جانشين كرد ؟ جواب دادند : نه ، حضرت فرمود : مرگ پيامبر بالاتر از مسافرت اوست ، چگونه به امّت مطمئن شد به هنگام مرگ ، از چيزى كه در سفرش از آن مىترسيد ؟ در صورتى كه زنده بود ؟ و با اين استدلال راه را به او بست [ و او را به قبول نظر شيعه كه اعتقاد دارد حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله ، على عليه السّلام را به جانشينى خود انتخاب كرده است ملزم ساخت ] . 3 - غيبة النعمانى : محمد بن مسلم از حضرت امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه به آن حضرت عرض كردم : نظر مباركتان ، در خصوص كسى كه يكى از ائمه شما را انكار كند چيست ؟ فرمود : هر كسى امامى را كه از جانب خدا ، باشد انكار كند و از او و دين او دورى بجويد كافر و
199
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 199