نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 187
بپردازم ! فرمود : من فقط همان دو درهم را مىخواهم . پس سعد آن دو درهم را برگرداند پس دنيا به سعد پشت كرد و هر آنچه جمع كرده بود از دست رفت و به همان حالت قبلى برگشت . 6 - امام صادق عليه السّلام فرمود : سه تن از زنان نزد رسول خدا صلَّى الله عليه و آله آمدند . يكى از آنها گفت : شوهرم گوشت نمىخورد . ديگرى گفت : شوهرم عطر نمىبويد . سومى گفت : همسرم به زنان نزديك نمىشود ، پس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله در حالى كه ردايش به زمين مىكشيد خار شد و از منبر بالا رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود : چه مىشود كه گروهى از اصحاب من گوشت نمىخورند و عطر نمىبويند و نزد زنان نمىروند همانا من هم گوشت مىخورم و هم عطر مىبويم و هم نزد زنان مىروم . هر كس از سنت من اعراض كند از من نيست . 7 - ابو بصير گويد : امام صادق عليه السّلام فرمود : گروهى از انصار نزد رسول خدا صلَّى الله عليه و آله آمدند و بر او سلام كردند . او هم پاسخ فرمود پس گفتند : اى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله ! ما به تو نيازى داريم . فرمود : نيازتان چيست ؟ گفتند : حاجتى بزرگ است . فرمود : بگوييد آن چيست ؟ گفتند : آيا تو نزد خدا ، ضامن بهشت براى ما مىشويد ؟ رسول خدا صلَّى الله عليه و آله سرش را پايين انداخت و [ با انگشتش ] در زمين خطى كشيد و سپس سرش را بالا آورد و فرمود : براى شما بهشت را ضمانت مىكنم به شرط اينكه از كسى چيزى نخواهيد . پس مردى از آنان در سفر بود كه تازيانه اش افتاد و كراهت داشت كه به انسانى بگويد : تازيانه را به من بده ، به جهت فرار از سؤال و خواهش لذا خودش پياده مىشد و آن را بر مىداشت . و اگر بر سر سفره اى نشسته بود و ديگران به آب نزديكتر بودند نمىگفت : به من آب بدهيد و خودش بر مىخاست تا بنوشد . 8 - امام صادق عليه السّلام فرمود : مرد ثروتمندى با لباسى پاكيزه خدمت رسول آمد و نزديك حضرت نشست سپس مرد تنگدستى با جامه اى چركين وارد شد و پهلوى مرد ثروتمند نشست ، ثروتمند ، جامه هايش را از زير پاى او كشيد . رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : ترسيدى چيزى از فقر او به تو بچسبد ؟ ! گفت : نه . فرمود : ترسيدى از دارايى تو چيزى به او برسد ؟ ! گفت : نه . فرمود : ترسيدى لباست كثيف شود ؟ گفت : نه ، فرمود : پس چه چيز تو را به اين كار واداشت ؟ گفت : يا رسول الله صلَّى الله عليه و آله ! مرا همدمى [ شيطانى ] است كه هر كار زشت را در
187
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 187