responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 183


رفته است . پس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله برخاست و يارانش نيز برخاستند و فرمان به غسل سعد داد و خود در چارچوب در ايستاد ، هنگامى كه حنوط و كفن شد و بر تابوتى او را حمل كردند ، رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بدون كفش و رداء او را تشييع نمود سپس يك بار طرف راست تابوت را مىگرفت و يك بار طرف چپ تابوت را تا به قبر رسيدند پس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله وارد قبر شد و لحد را آماده ساخت و بر آن خشت نهاد و پيوسته مىفرمود : به من سنگ بدهيد ، به من خاك بدهيد تا اينكه بين خشتها را مسدود نمود . وقتى فارغ شد و بر آن خاك ريخت و قبرش را صاف نمود ، رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : اگر چه مىدانم به زودى مىپوسد و كهنه مىشود اما خداى عزّ و جلّ دوست دارد بنده اش اگر كارى كرد آن را محكم انجام دهد سپس مادر سعد صدا زد : اى سعد ، بهشت گوارايت باد . رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : اى مادر سعد ! آرام باش ، به خدايت حكم قطعى و جزمى نسبت مده ، هم اكنون فشارى سخت بر سعد وارد شد . پس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و مردم بازگشتند و به رسول خدا عرض كردند : اى رسول خدا همانا ديديم آنچه را براى سعد انجام دادى براى ديگرى انجام نداده اى ، جنازه اش را بدون كفش و رداء تشييع كردى . فرمود : چون فرشتگان بدون كفش و رداء بودند به آنان تأسّى كردم . گفتند : طرف راست و چپ تابوت را به دوش مىگرفتى . فرمود :
دستم در دست جبرئيل بود مىگرفتم هر جا را كه او مىگرفت . گفتند : فرمان به غسلش دادى و بر جنازه اش نماز خواندى و در قبرش لحد گذاشتى سپس فرمودى همانا فشارى سخت سعد را فرا گرفت . فرمود : آرى ! او با خانواده اش بد اخلاقى مىكرد .
4 - ابو بصير گويد : به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : مردم مىگويند : به جهت مرگ سعد بن معاذ ، عرش به لرزه درآمده ، فرمود : همانا تابوتى بوده كه بر روى آن قرار داشته است .
5 - ابو بصير گويد : شنيدم كه امام باقر عليه السّلام مىفرمود : در زمان رسول خدا صلَّى الله عليه و آله ، مؤمن فقير و حاجتمندى از اصحاب صفه بود كه پيوسته در اوقات نماز با رسول الله صلَّى الله عليه و آله همراه بود و زمانى را از دست نمىداد و رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بر او ترحّم مىنمود و نگران نياز و غربتش بود و مىفرمود : اى سعد ! اگر چيزى به من برسد تو را بىنياز مىسازم . اين انتظار بر

183

نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 183
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست