responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 179


3 - امام صادق عليه السّلام فرمود : امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله مرا به يمن فرستاد و به من فرمود : اى على ! با كسى جنگ مكن مگر آنكه او را [ به اسلام ] دعوت كنى و به خدا سوگند اگر خدا انسانى را به دست تو هدايت كند براى تو بهتر است از آنچه خورشيد بر آن طلوع و غروب نموده . و ولايتش با توست اى على .
4 - در سال نهم هجرى ، رسول خدا صلَّى الله عليه و آله ، زن غامدى را سنگسار نمود . از بشير بن مهاجر از پدرش روايت شده كه گفت : من نزد پيامبر صلَّى الله عليه و آله نشسته بودم كه زنى از قبيلهء غامد به محضرش آمد و گفت : اى پيامبر خدا من زنا كرده‌ام و مىخواهم مرا پاك سازى .
پيامبر صلَّى الله عليه و آله به او فرمود : برگرد . فردا بار ديگر آن زن آمد و اعتراف به زنا كرد و گفت اى رسول خدا ! من زنا كرده‌ام و مىخواهم مرا پاك گردانى . پيامبر صلَّى الله عليه و آله به او فرمود : برگرد .
فردا بار ديگر آمد و در محضر پيامبر اعتراف به زنا كرد و گفت : اى پيامبر خدا مرا پاك گردان شايد مىخواهى مرا رد كنى همان طور كه ما عز بن مالك را رد نمودى ، به خدا سوگند من بار دارم . پيامبر صلَّى الله عليه و آله به او فرمود برگرد تا زايمان كنى . وقتى زايمان كرد به همراه فرزندش آمد و گفت : اى پيامبر خدا اين نوزاد را من به دنيا آورده‌ام . فرمود : برو و او را شير بده تا وقتى كه او را از شير باز دارى . وقتى او را از شير باز گرفت به همراه فرزندش كه تكه نانى به دستش بود آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! اين فرزندم است كه او را از شير باز گرفته‌ام .
پس پيامبر صلَّى الله عليه و آله فرزند را به مردى از مسلمانان سپرد و دستور داد گودالى كندند و آن زن تا سينه هايش در گودال قرار گرفت سپس مردم را فرمان داد كه او را سنگسار كنند . پس خالد بن وليد پيش آمد و سنگى به سرش پرتاب كرد كه خون بر صورت خالد پاشيد و آن زن را دشنام داد پيامبر صلَّى الله عليه و آله دشنامش را به زن شنيد و فرمود : اى خالد ! آرام باش او را دشنام مده ، سوگند به جان آن كسى كه جانم به دست اوست ، آن زن چنان توبه اى كرد كه اگر هر باجگيرى چنين توبه كرده بود بخشيده مىشد پس بر آن زن نماز خواندند و او را دفن كردند و در اين سال ، رسول خدا بين عويمر بن حارث عجلانى و همسرش حكم لعان را بعد از نماز عصر در مسجدش جارى نمود ، چون به شريك بن سحماء تهمت زنا داده بود .

179

نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 179
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست