نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 175
رشته سفيد از رشتهء سياه از صبح بر شما پديدار گردد ، پس روزه را تا شب تمام كنيد » خداى تبارك و تعالى آميزش را در شب ماه رمضان حلال گردانيد و خوردن بعد از خواب تا طلوع فجر را ، به دليل اين آيه « تا رشته سفيد از رشتهء سياه از صبح بر شما پديدار شود » ، فرمود : آن روشنى روز از تاريكى شب است . 2 - ربعى بن خراش از امير مؤمنان روايت كند كه فرمود : سهيل بن عمرو با دو يا سه نفر ديگر نزد رسول خدا صلَّى الله عليه و آله در حديبيه آمدند و گفتند : گروهى از بندگان پست و حقير ما نزد تو آمدهاند آنان را به ما برگردان . پيامبر صلَّى الله عليه و آله غضبناك گشت به حدى كه چهره اش برافروخته شد و اين گونه بود كه هر گاه غضبناك مىگشت چهره اش برافروخته مىشد سپس فرمود : « اى گروه قريش دست بر مىداريد يا خداوند مردى را كه قلبش را به ايمان امتحان نموده بر شما برانگيزاند تا گردنهايتان را بزند در حالى كه از دين گريزانيد ؟ » پس ابو بكر گفت : اى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله ! آن شخص من هستم ؟ ! فرمود : نه . عمر گفت : اى رسول خدا ! آن شخص من هستم ؟ ! فرمود : نه ، او كسى است كه در حجره كفش را وصله مىكند ، و من كفش رسول خدا صلَّى الله عليه و آله را وصله مىزدم . سپس فرمود : همانا پيامبر صلَّى الله عليه و آله فرمود : هر كس عمدا بر من دروغ بندد جايگاهش در آتش باشد . 3 - روايت شده كه كسرى به فيروز ديلمى كه از ياران باقيماندهء سيف بن ذى يزن بود نامه نوشت كه : اين بنده اى را كه نامش را قبل از نام من نوشته و بر من جرأت نمود و مرا به غير دينم دعوت كرده به سوى من بفرست . فيروز نزد پيامبر صلَّى الله عليه و آله آمد و به او گفت : مولاى من ، مرا فرمان داده تا تو را نزد او ببرم . پس پيامبر صلَّى الله عليه و آله به او فرمود : پروردگارم به من خبر داده كه پروردگارت ديشب كشته شده آنگاه خبر رسيد كه فرزند كسرى ، شيرويه در همان شب بر پدرش حمله كرده و او را به قتل رسانده . فيروز و هر كه با او بود اسلام آوردند . هنگامى كه عبسىّ دروغگو خروج كرد ، رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فيروز را فرستاد تا او را بكشد وى بالاى بلندى رفت امّا فيروز گردنش را پيچاند و او را كشت .
175
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي جلد : 1 صفحه : 175