responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 169


تاريخ پيغمبر صلَّى الله عليه و آله منتخبات جزء نوزدهم « 2 حديث » 1 - و از معجزات آن حضرت اينكه : پيامبر صلَّى الله عليه و آله حركت كرد تا به خيمهء ام معبد فرود آمد و از او خوردنى طلب نمود . گفت : چيز حاضرى ندارم . پس پيامبر صلَّى الله عليه و آله به گوسفندى در گوشهء خيمه نظر افكند كه به خاطر نقصش از گله بازمانده بود و فرمود : آيا اجازه مىدهى از او شير بدوشم ؟ گفت : آرى اما فايده اى ندارد . پس پيامبر صلَّى الله عليه و آله دستش را بر پشت گوسفند كشيد تا چاقترين گوسفند گله شد و سپس دستش را بر پشت او كشيد كه پستانش عجيب بزرگ شد و شيرش فراوان گشت . فرمود : اى ام معبد ! قدحى بياور ، و از آن نوشيدند تا سير شدند . وقتى ام معبد چنين ديد گفت : اى نيكو صورت ! فرزندى هفت ساله دارم همچون پاره اى گوشت نه حرف مىزند و نه مىايستد ، او را آورد . پيامبر صلَّى الله عليه و آله دانهء خرمايى كه در ظرف مانده بود برداشت و جويد و در دهان او گذاشت ، همان لحظه برخاست و راه رفت و سخن گفت . و هسته اش را در زمين كاشت كه همان وقت درخت خرمايى گرديد و از آن رطب آويزان گشت و آن نخل تابستان و زمستان همين طور بود و به اطراف خيمه اشاره فرمود پس تمام آن نواحى چراگاه و علفزار گرديد و رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از آنجا كوچ نمود . و زمانى كه وفات يافت آن نخل ديگر خرما نداد ولى سبز بود وقتى على عليه السّلام به شهادت رسيد ديگر سبز نبود ولى باقى ماند و آنگاه كه حسين عليه السّلام به شهادت رسيد از آن خون جارى شد و ديگر خشك گرديد . وقتى ابو معبد بازگشت و چنين ديد از علت آن پرسيد [ ام معبد ] گفت : مردى از قريش بر من گذشت و حال و قصه اش

169

نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 169
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست