responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 165


3 - يكى از معجزات پيامبر صلَّى الله عليه و آله اينكه مردم مكَّه را از معراجش باخبر ساخت و فرمود : نشانه اش اينكه در مسيرم ، شترى از فلان طايفه گم شده بود و من آنان را بر آن شتر راهنمايى كردم و او الان از طرف فلان گردنه بر شما وارد مىشود كه پيشاپيش او شترى خاكسترى رنگ است و دو خورجين بر پشت اوست يكى به رنگ سياه و ديگرى سياه و سفيد . پس همان طور كه فرموده بود يافتند . و از معجزات آن حضرت اينكه پيامبر صلَّى الله عليه و آله در يكى از جنگها ، على عليه السّلام را ديد كه بر روى خاك خوابيده است پس فرمود :
اى ابا تراب ! آيا تو را از شقىترين مردمان برادر ثمود با خبر نسازم و كسى كه بر تو ضربه اى وارد مىكند - و دستش را بر سرش قرار داد - تا اينكه اين از آن رنگين شود و اشاره به موى صورتش نمود و از معجزات آن حضرت اين كه به على عليه السّلام فرمود : بعد از من با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگ مىكنى و همان طور شد و از معجزات آن حضرت اين كه به عمّار فرمود : همانا تو را گروه ستمكار خواهند كشت و آخرين خوراكت قدرى شير آميخته با آب است . پس براى عمار در صفين شير آورده شد و او آشاميد . سپس مبارزه كرد تا به شهادت رسيد و از معجزات آن حضرت اين كه وقتى قريش با يك ديگر سوگند ياد كردند و بين خود نامه اى نوشتند كه با هيچ كس از بنى هاشم ننشينند و با آنان خريد و فروش نكنند تا محمّد را به ايشان تسليم كنند تا وى را بكشند و اين نامه را در كعبه آويختند و بنى هاشم را چهار سال در شعب عبد المطلب محاصره كردند تا اينكه پيامبر صلَّى الله عليه و آله روزى به عمويش ابو طالب فرمود : خداوند براى نامه اى كه قريش در مورد محاصرهء ما نوشته حشره اى برانگيخته كه تمام آنچه در اوست مگر نام خدا را خورده و اين نامه را چهل نفر از سران قريش مهر كرده بودند . پس ابو طالب گفت : اى پسر برادرم ! آيا به سوى قريش بروم و آنان را با خبر سازم ؟ فرمود : اگر مىخواهى [ برو ] . ابو طالب به سوى آنان رفت . بازگشتش را بشارت دادند و مقدمش را گرامى داشتند و گفتند : اكنون دانستيم كه رضايت قومت نزد تو محبوبتر است بر آنچه كه قبلا بر آن بودى آيا محمد را به ما تسليم مىكنى و براى همين نزد ما آمده اى ؟ ! گفت : اى قوم ! نزد شما آمده‌ام تا خبرى را كه پسر برادرم داده به شما برسانم پس به دقت در آن بنگريد ، اگر همان طور كه گفته است ، باشد پس از خدا بترسيد و از محاصره دست برداريد و اگر بر خلاف آنچه گفته است ، باشد ، او را به شما تسليم مىكنم و رضايت شما را به دست مىآورم . گفتند : تو را از چه خبر داده ؟ گفت : مرا خبر داد كه خداوند حشره اى را مأمور كرده تا پيمان نامهء شما را و هر چه را در آن است جز نام خدا

165

نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 165
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست