responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 131


7 - رفاعة گفت : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : چهار نكته در تورات است و در كنار آن چهار نكتهء ديگر 1 - هر كس بر دنيا اندوهگين باشد بر خدايش خشمگين مىگردد ، 2 - هر كس از مصيبتى كه بر او وارد شده شكايت كند از خدايش شكايت كرده ، 3 - و هر كس در برابر ثروتمندى كرنش كند تا از دنياى او بهره گيرد همانا دو سوم دينش از دست رفته ، 4 - و هر كس داخل آتش گردد و قرآن خوانده باشد همانا از كسانى است كه آيات خدا را به مسخره گرفته‌اند و چهار نكته اى كه در كنار آن بود اينكه : هر چه كنى با تو همان كنند ، و هر كس مالك شد مستبدّ و خود رأى مىشود و هر كس مشورت نكرد پشيمان گردد و فقر و تهيدستى همان مرگ بزرگتر است .
8 - [ امام عليه السّلام ] فرمود : زمانى موسى نشسته بود كه ابليس با كلاهى رنگارنگ نزد او آمد ، كلاه را كنارى گذاشت و به حضرت موسى نزديك شد و سلام كرد . موسى به او گفت :
تو كيستى ؟ گفت : ابليس ، گفت : خدا خانه ات را نزديك نگرداند ، اين كلاه چيست ؟ گفت : با اين ، دلهاى بنى آدم را شكار مىكنم . پس حضرت موسى به او گفت : مرا آگاه ساز از گناهى كه هر گاه آدميزاد مرتكب شود بر او چيره مىگردى ، گفت : اين وقتى است كه تكبر و خودپسندى كند و عملش را زياد بشمارد و گناهش در نظرش كوچك آيد و گفت : اى موسى ! با زن نامحرم خلوت نكن چرا كه مردى با زنى نامحرم خلوت نمىكند مگر آنكه من به تنهايى همنشين او خواهم بود ، بر تو باد از عهدى كه با خدا مىبندى چرا كه هيچ كس با خداوند عهدى نمىبندد مگر آنكه من به تنهايى همراهش خواهم بود تا بين او و وفاى به عهدش فاصله اندازم و هر گاه قصد صدقه اى كردى ، آن را بپرداز چون هر گاه بنده اى قصد صدقه دادن كند من به تنهايى با او خواهم بود تا بين او و صدقه جدايى اندازم .
9 - از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : در زمان حضرت موسى عليه السّلام پادشاهى ستمگر با شفاعت بندهء صالحى ، حاجت مؤمنى را برآورده كرد ، اتفاقا آن پادشاه ستمگر و آن بندهء صالح هر دو در يك روز مردند ، پس مردم براى آن پادشاه بپاخاستند و به خاطر مرگش سه روز بازارها را تعطيل كردند و جنازهء آن بندهء صالح در خانه اش ماند و حشرات و كرمها صورتش را خوردند . موسى بعد از سه روز او را ديد و عرض كرد : پروردگارا او دشمن تو بود و اين دوست تو ! پس خداوند به او وحى نمود : اى موسى ! همانا دوست من از اين ستمگر حاجتى خواست كه او برآورده كرد و من پاداش او را دادم و بر صورت اين مؤمن حشرات و كرمها را مسلَّط كردم بخاطر درخواستش از اين ستمگر .

131

نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 131
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست