responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 117


عيسى را بر آن دار زدند . ابو الحسن گفت : آيا عيسى دوست مىداشت كه به صليب كشيده شود ؟ گفت : نه ، گفت : به من بگو آيا عيسى ، سوار الاغ مىشد و با آن به كارهايش مىرسيد ؟ گفت : آرى ، گفت : آيا دوست مىداشت الاغ بماند تا با آن به كارهايش برسد ؟
گفت : آرى ، گفت : پس تو آنچه را كه عيسى بقايش را دوست مىداشت و در زمان حياتش بر آن سوار مىشد با آن محبّتش ترك كرده اى و آنچه كه حضرت عيسى عليه السّلام با نارضايتى به سوى آن برده شد و او را با خشم و غضب بر آن سوار كرده‌اند تو به گردنت آويخته اى ! پس بر اين قياس شايسته است كه الاغى را به گردنت بياويزى و صليب را دور بيفكنى و گر نه خود را به نادانى زده اى ! ! .
13 - مأمون به يحيى بن اكثم گفت : سؤالى بر محمد بن رضا ، امام جواد عليه السّلام مطرح كن كه در جوابش بماند . پس يحيى گفت : اى ابا جعفر ! نظرت چيست در مورد مردى كه زنى زناكار را نكاح كرده آيا برايش حلال است كه او را به ازدواج خود درآورد ؟ امام جواد عليه السّلام فرمود : او را واگذار تا از نطفه اش و نطفهء ديگرى پاك شود چرا كه مطمئن نيست كه چه بسا اين اتفاقى كه با او برايش افتاده ، با ديگرى هم اتفاق افتاده باشد ، آنگاه اگر خواست با او ازدواج كند ، همانا مثل او مثل درخت خرمايى است كه مردى از آن به حرام مىخورد و بعد آن را مىخرد و از آن به حلال مىخورد . پس يحيى ساكت ماند . سپس امام جواد عليه السّلام به او فرمود : اى ابا محمد ! نظر تو چيست ؟ در مورد مردى كه زنى به هنگام صبح بر او حرام بوده و پاسى از روز كه گذشته بر او حلال گرديده و در نيمهء روز بر او حرام گشته آنگاه ظهر هنگام ، بر او حلال شده سپس عصر بر او حرام گرديده و مغرب ، حلال و بعد نيمهء شب بر او حرام گشته و سپيده دم ، حلال و آنگاه با بالا آمدن روز بر او حرام گرديده و وقت نيم روز بر او حلال گشته ؟ ! اينجا بود كه يحيى و فقيهان متحيّر و ساكت و گنگ ماندند .
پس مأمون گفت : اى ابا جعفر - خداوند تو را عزّت دهد - اين مطلب را براى ما بيان فرما ، فرمود : اين مرد به كنيزى كه بر او حلال نبود نگاه كرد و بعد او را خريد كه برايش حلال شد سپس او را آزاد كرد كه بر او حرام گشت ، آنگاه او را به ازدواج خود درآورد آنگاه بر او حلال شد بعد او را ظهار كرد بر او حرام گشت سپس كفّارهء ظهار را پرداخت كه بر او حلال گرديد ، آنگاه او را طلاق داد بر او حرام شد بعد به او رجوع كرد ، بر او حلال گشت سپس آن مرد مرتد شد زن بر او حرام گرديد و سپس توبه كرد و به اسلام برگشت زن با همان نكاح اوّل بر او حلال گرديد همچنان كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله نكاح زينب با ابى عاص بن ربيع را به همان نكاح اول تنفيذ نمود آن زمانى كه اسلام آورد .

117

نام کتاب : درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي ) نویسنده : سيد مهدي حجازي    جلد : 1  صفحه : 117
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست