كرده به خاك سپرده مىشود ، نيكوترين بندگان من در كنار بدترين بندگانم مدفون مىگردد . اين سخن از من محقّق است كه حتما چشمان او را به فرزندش محمّد روشن خواهم ساخت ، كه پس از وى جانشين او و وارث علم او ، و سرچشمهء دانش من و نهانخانهء راز من است و حجّت من است بر بندگانم ، بهشت را جايگاه او ساختهام و پايمردى او را در حقّ هفتاد هزار تن از اهل بيتش كه همگى در خور آتش باشند خواهم پذيرفت ، و نيك بختى را بر فرزند او علىّ تمام خواهم كرد كه او يار و ياور من است و شاهد در ميان بندگانم ، و امانتدار بر وحى من است و حسن را كه دعوتكننده به راه من و خزانه دار دانش من است از او بوجود آورم ، و سپس اين امر را به فرزند او ( امام زمان عليه السّلام ) كه رحمتى است بر جهانيان ( يا براى رحمت به جهانيان ) كامل خواهم نمود ، همان كه كمال موسى و جمال عيسى و بردبارى أيّوب در وجود او گرد آمده ، در زمان غيبت او اولياى من خوار مىشوند و هم چنان كه سرهاى ترك و ديلم ( كنايه از دشمنان عرب ) هديه مىشود سرهاى آنان نيز به عنوان هديه برده مىشود ، پس كشته و سوزانده مىشوند و همواره نگران و هراسان و وحشتزدهاند ، زمين از خونشان رنگين مىشود و در ميان زنانشان شيون و زارى ( در سوگ ) بلند مىشود ، آنان به راستى اولياى مناند و بر من است كه از آنان هر گونه كورى و تاريكى عميق را بردارم و به رعايت آنان زلزله ها را بازگردانم و از آنان دشواريها و گرفتاريهاى بزرگ و گردنگير را بردارم