responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : الغيبة ( فارسي ) نویسنده : ابن أبي زينب النعماني    جلد : 1  صفحه : 94


گفت : خداى يكتا را شاهد مىگيرم كه روزى در زمان رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بر مادرت فاطمه عليه السّلام وارد شدم و تولَّد حسين عليه السّلام را به او تبريك گفتم و ديدم در دستش لوح سبز رنگى است ، گمان كرده كه آن زمرّد است ، در آن لوح نوشته اى سپيد شبيه نور خورشيد ديدم ، به او گفتم : پدر و مادرم فدايت ، اين لوح چيست ؟ گفت : اين لوحى است كه خداى عزّ و جلّ آن را به رسولش صلَّى الله عليه و آله هديه داده و نام پدرم و نام شوهرم و نام دو فرزندم و نام آن جانشينان كه از فرزندان من هستند در آن است ، پدرم آن را به من داده تا بدان وسيله به من مژده بدهد ، جابر اضافه كرد : بعد مادرت فاطمه عليها السّلام آن را به دست من داد ، من آن را خواندم و از روى آن يادداشت كردم ، پس پدرم به او گفت : جابر برايت امكان دارد آن را به من نشان دهى ، گفت : بلى ، و بعد پدرم با او به منزلش رفت ، سپس پدرم صفحه اى از پوست را در آورد و گفت : اى جابر تو به نوشتهء خودت نگاه كن تا من ( نوشته خود را ) بر تو بخوانم ، و پدرم آن را براى او خواند و هيچ حرفى با حرف ديگر ( از نسخهء پدرم با نسخهء او ) اختلاف نداشت ، پس جابر گفت : خدا را شاهد مىگيرم كه من ديدم در آن لوح چنين نوشته شده :
به نام خداوند بخشندهء مهربان ، اين نوشته اى است از سوى خداوند عزّ و جلّ عزيز و حكيم به محمّد پيامبر و نور و حجاب او و واسطه و ميانجى و فرستاده و راهنماى خويش

94

نام کتاب : الغيبة ( فارسي ) نویسنده : ابن أبي زينب النعماني    جلد : 1  صفحه : 94
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست