پس از اين شگفتانگيزتر ادّعاى اين كران و كوران است كه : در قرآن دانش همه چيز از فرائض كوچك و بزرگ و احكام و سنن دقيق و گران موجود نيست ، و آنان چون در قرآن نتوانستند آن را بيابند نيازمند به قياس و اجتهاد در رأى و عمل شدند و بر اساس آن دو حكم كردند ، و نسبت ناصواب دروغ و نادرست به پيامبر خدا صلَّى الله عليه و آله روا داشتند كه او خود اجتهاد را براى ايشان تجويز فرموده است ، و در آنچه خودشان مدّعى آن هستند بنا به فرمايشى كه آن حضرت به معاذ بن جبل فرمود آنان را آزاد گذاشته و اجازه داده است ، و حال آنكه خدا مىفرمايد : « ما قرآن را بر تو فرو فرستاديم به صورتى كه روشنگر همه چيز باشد » . [2] و باز مىفرمايد : « ما چيزى را در قرآن فروگزار نكردهايم » [3] و نيز مىفرمايد : « و همه چيز را در پيشوا و مقتدائى روشنگر بر شمرديم » [4] و باز مىفرمايد : « ما همه چيز را در كتاب برشمرديم » [5] همچنين مىفرمايد : « اى پيامبر بگو من جز آنچه را كه به من وحى مىشود پيروى نمىكنم » [6] و بالأخره مىفرمايد : « در ميان آنان به آنچه خداوند فرو فرستاده حكم كن » . [7] پس كسى كه انكار كند و بر آن باشد كه چيزى از امور دنيا و آخرت و احكام دين و