شده بود . سپس آنچه روايت شده در بارهء مدّت زمامدارى آن حضرت عليه السّلام پس از ظهورش . پس آن رواياتى كه در مورد اسماعيل بن أبى عبد الله عليه السّلام و باطل بودن ادّعاى اهل باطل ( اسماعيليّه ) كه از گوش شنوا و دانش بىبهرهاند در بارهء او ، نقل شده است . و بالاخره رواياتى در اين خصوص كه هر كس امام خود را بشناسد ، جلو افتادن يا دير فرا رسيدن ظهور حضرت قائم عليه السّلام آسيبى به او نمىرساند ( به ترتيبى كه ذكر شده در كتاب آمده است ) . سپس آنچه روايت شده در بارهء مدّت زمامدارى آن حضرت پس از ظهورش . در اينجا از خدا مىخواهم كه به وجه كريم و مرتبهء بلند خود بر همهء پاكان و برگزيده شدگان از مردم و برجستگان روى زمينش و ريسمان خلل ناپذير و دستاويز استوارش كه از هم گسيختگى در آن راه ندارد يعنى محمّد و خاندان پاكش درود فرستد ، و در زندگى دنيا و آخرت ما را در سخن درست خود پابرجا نگهدارد ، و زندگى و مرگ و رستاخيزمان را بر نعمت دين حقّ كه به ما ارزانى داشته و دوستى و طرفدارى اهل حقّ كه آنان را به كرامت خود مخصوص گردانيده و آن را واسطهء ارتباط ميان خود و خلقش و حجّت خود بر مردمان قرار داده ، استوار بدارد و ما را در گردن نهادن در برابر آنان و عمل به آنچه فرمان مىدهند و دست كشيدن از آنچه نهى كردهاند موفّق بدارد ، و ما راز