همانا كسى از ما نيست كه با انگشتان مورد اشاره واقع شود و بر سر زبانها افتد مگر اينكه از شدّت خشم مىميرد ، يا مرگ طبيعى او را در مىيابد » . محمّد بن يعقوب كلينى - رحمه الله - از طريق ديگر از عبد الله بن عطاء مكَّى همانند اين حديث را از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است . 8 - از عبد الله بن عطاء مكَّى روايت شده كه گفت : « من به عزم حجّ گزاردن از واسط بيرون آمدم و بر امام باقر عليه السّلام وارد شدم ، پس آن حضرت در بارهء مردم و نرخها ( اوضاع اقتصادى ) پرسشهائى فرمود من عرض كردم در حالى از مردم جدا شدم ( وقتى عازم بودم ) آنان گردنهاى خويش به سوى شما مىكشيدند ( متوجّه شما بودند ) چنانچه اقدام به خروج نمائيد مردم از شما پيروى خواهند كرد ، پس فرمود : اى ابن عطا گوش خود به مردم نادان فرا داشته اى ، نه به خدا قسم ، من صاحب ( موعود ) شما نيستم ، ( بلكه ) مردى از بين ما خاندان - يعنى خاندان نبوّت - با انگشتان نشان داده نمىشود و ابروان به جانب او كشيده نمىشود ( مورد توجّه و منظور نظر قرار نمىگيرد ) مگر اينكه با كشته شدن از دنيا مىرود و يا به مرگ طبيعى مىميرد ، عرض كردم : منظور از مرگ طبيعى