خروج كرده و مردم را به سوى خود فرا خواند در صورتى كه كسى در ميان مردم باشد كه از او برتر است پس چنين شخصى گمراه و بدعتگذار است [ و هر كه ادّعاى امامت از جانب خدا كند و واقعا امام نباشد او كافر است ] . چه خواهد شد اكنون اى كاش مىدانستم حال كسى كه مدّعى امامت و پيشوائى امامى باشد كه از جانب خدا نيست ، نه نصى براى پيشوائى او است و نه او خود شايستهء امامت است ، و نه اهليّت اين مقام را دارد چگونه خواهد بود پس از اين گفته ائمّه عليهم السّلام كه : سه كس هستند كه خداوند به آنان نظر نمىافكند و عبارتند از : كسى كه ادّعا كند امام است و امام نباشد و كسى كه امامت امام بر حقّى را انكار كند و كسى كه پندارد آن دو نفر ياد شده بهره اى از اسلام دارند . و نيز پس از اين كه آن معصومين عليهم السّلام براى مدّعى اين جايگاه و مرتبه و براى چنين كسى كه آن را ادّعا كند كفر و شرك را مسلَّم داشتهاند ، از اين دو و از كوردلى به خدا پناه مىبريم ، اما مردم هر چه به سرشان آمده تنها ناشى از كم آشنائى آنان با روايت و فهم و درايت از اهل بيت عصمت و رهبران است ، از خداى عزّ و جلّ افزونى فضل او را مىخواهيم ، ( فضل خويش را بر ما بيشتر گرداند ) و اينكه موادّ احسان و دانش خود را از ما قطع نكند ، و ما نيز - همچنان كه خداى عزّ و جلّ پيامبر خود را در كتابش ادب آموخته - مىگوئيم : پروردگارا به رحمت و احسانت دانش ما را