29 - ابو هارون عبدى گويد : عمر بن أبى سلمه فرزند همسر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و عامر بن واثله نقل كردهاند كه : « وقتى ابو بكر وفات يافته بود ما در نماز بر جنازه اش حاضر بوديم و در گرماگرمى كه دور و بر عمر نشسته بوديم و با او بيعت به عمل آمده بود جوانى يهوديّ از يهود مدينه كه پدرش عالم يهود در مدينه محسوب مىشد و مردم مىپنداشتند كه او از فرزندان هارون است نزد عمر آمده سلام كرده گفت : اى امير المؤمنين كدام يك از شما به كتاب آسمانى خودتان [ و سنّت پيامبرتان ] داناتر است ؟ عمر گفت : اين مرد و به علىّ بن أبى طالب عليه السّلام اشاره كرد و افزود : اين شخص داناترين فرد ما به كتاب آسمانى ما و [ سنّت ] پيامبرمان است ، آن جوان ( رو به علىّ عليه السّلام نموده ) گفت آيا تو اين گونه هستى ؟ آن حضرت فرمود : آرى خواسته ات را بپرس ، جوان گفت : من از تو سه مسأله مىپرسم ، پس از آن سه ديگر و اگر جواب گفتى يك مسأله ديگر را ، علىّ عليه السّلام گفت چرا نمىگوئى از تو هفت چيز را مىپرسم ؟ آن جوان گفت : نه ولى از تو ابتدا سه چيز را مىپرسم ، اگر در مورد آنها پاسخ درست دادى از تو در بارهء سه مسأله ديگر سؤال مىكنم ، اگر در مورد آنها نيز پاسخ صحيح دادى آن وقت آن يك