رسول خدا صلَّى الله عليه و آله خطبه ايراد مىفرمود ، همان روزى كه در آن وفات يافت عمر بن - خطَّاب با حالتى شبيه به شخص خشمگين ( كه گوئى خشمگين است ) برخاست و گفت : اى رسول خدا اين سخن مربوط به همهء افراد خانوادهء تو است ؟ آن حضرت پاسخ داد : « نه ، بلكه فقط ناظر به جانشينان من از بين ايشان است يعنى : علىّ كه برادر و وزير و وارث من است ، و جانشين من در ميان امّتم و پس از من ولىّ هر مؤمنى است ، او نخستين و بهترين آنان است ، بعد وصىّ او همين پسرم ، و به حسن اشاره فرمود ، سپس وصىّ او اين فرزندم به حسين اشاره نمود ، سپس بعد از او آن فرزندم كه با برادرم همنام است ، سپس وصىّ او همنام با خودم ، و سپس هفت نفر از فرزندانش يكى پس از ديگرى تا اينكه كه در كنار حوض ( كوثر ) به من ملحق شوند ، آنان شهداى خدا بر روى زمين اويند و حجّتهاى او بر بندگانش ، هر كه از ايشان اطاعت كند خدا را فرمانبردارى كرده و هر كه با آنان مخالفت كند خدا را نافرمانى كرده است » . بعد همان هفتاد نفر از اصحاب بدر و نزديك به همان مقدار از مهاجرين برخاستند و گفتند : چيزى را به ياد ما آوريد كه فراموشش كرده بوديم ، گواهى مىدهيم كه ما نيز آن را از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله شنيدهايم . پس ابو درداء و ابو هريره از آنان جدا شده روانه شدند و تمامى آنچه را كه علىّ عليه السّلام