نام کتاب : الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ( فارسي ) نویسنده : السيد ابن طاووس جلد : 1 صفحه : 278
چيست ؟ گفتم : من به خاطر هدف دنيوى نيامدهام ، من از عراق از نزد جماعتى مىآيم كه به پنج فرقه تقسيم شدهاند : ( 1 ) حذيفه با تعجب گفت : سبحان الله چه چيز آنها را به اين امر واداشته است ؟ در حالى كه موضوع كاملا واضح و روشن است چه مىگويند ؟ گفتم : فرقه اى مىگويند : ابو بكر به خلافت و رهبرى مردم اولى و شايسته بود زيرا رسول خدا او را « صديق » ناميده و رفيق غار پيامبر بود . فرقه ديگر مىگويند : عمر بن خطاب اولى بود زيرا پيامبر فرمود : خدايا دين را به وسيله ابو جهل يا عمر بن خطاب عزيز گردان ! حذيفه گفت : خداوند دين خود را به وسيله محمد صلى الله عليه و آله و سلَّم عزيز گردانيد نه به وسيله كس ديگر . فرقه اى هم مىگويند : ابو ذر غفارى است ، زيرا پيامبر در حق او فرموده : « ما اظلَّت الخضراء و لا اقلَّت الغبراء على ذى لهجة اصدق من ابى ذرّ » : ( آسمان سايه نينداخته و زمين برنداشته كسى را كه راستگوتر از ابو ذر باشد ) . حذيفه گفت : مسلما رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم از او راستگوتر و بهتر بوده كه آسمان سايه انداخته و زمين او را برداشته است . فرقه اى هم عقيده دارند كه : سلمان فارسى است زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم در بارهء مسلمان فرموده است : او علوم اولين و آخرين را درك كرده و دريائى است بىانتها و او از ما اهل بيت است . ربيعه گفت : من ديگر ساكت شدم حذيفه گفت : چرا فرقه پنجم را نگفتى ؟ ! گفتم : من خود از فرقه پنجم هستم و آمدهام ، براى آنها خبرى ببرم و با خدا عهد كردهاند كه ترا مخالفت نكنند و هر چه بگوئى بپذيرند . همين كه صحبت به اينجا رسيد ، حذيفه قيافه جدى به خود گرفت و گفت : اى ربيعه از من بشنو و آن را حفظ كن و از من به مردم برسان من پيامبر را ديدم كه حسين ( عليه السلام ) را روى دوش خود نشانده بود و از پشت ، پاى او را گرفته بود و
278
نام کتاب : الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ( فارسي ) نویسنده : السيد ابن طاووس جلد : 1 صفحه : 278