نام کتاب : نهج البلاغة ( فارسي ) نویسنده : خطب الإمام علي ( ع ) جلد : 1 صفحه : 959
< فهرس الموضوعات > 311 < / فهرس الموضوعات > 311 به فرزند خود ، محمد بن حنيفه ، فرمود : اى فرزند بيم دارم كه تو فقير شوى ، پس به خدا پناه ببر از فقر . زيرا فقر سبب نقص در دين است و سرگردانى عقل و ايجاد كنندهء دشمنى است . < فهرس الموضوعات > 312 < / فهرس الموضوعات > 312 به كسى كه از او مشكلى پرسيد ، فرمود : براى فهميدن بپرس ، نه به قصد جدل . زيرا نادانى كه چيزى مىآموزد ، همانند داناست و دانايى كه پاى از دايرهء انصاف بيرون مىنهد به نادان مىماند . < فهرس الموضوعات > 313 < / فهرس الموضوعات > 313 به عبد الله بن عباس در مورد رأيى كه داده بود و موافق نظرش نبود ، فرمود : بر تو است كه رأى خود را با من در ميان نهى . من در آن مىنگرم ، اگر نپذيرفتم ، بايد تو از رأى من اطاعت كنى . < فهرس الموضوعات > 314 < / فهرس الموضوعات > 314 گويند هنگامى كه از صفين باز گرديد و وارد كوفه شد بر شباميان [1] گذشت ، صداى گريهء زنانشان را بر كشتگان نبرد صفين شنيد . در اين حال ، حرب بن شر حبيل شبامى ، كه از بزرگان قوم خود بود ، به سوى او آمد . امام به او فرمود : چنانكه مىشنوم زنان شما بر شما چيره شدهاند . چرا آنان را از ناله و زارى نهى نمىكنيد حرب همراه او به راه افتاد . على ( ع ) سواره بود و او پياده . پس به او فرمود : بازگرد ، پياده رفتن چون تويى در ركاب چون منى موجب فريب والى و مذلت و خوارى مؤمنان شود .