responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : نهج البلاغة ( فارسي ) نویسنده : خطب الإمام علي ( ع )    جلد : 1  صفحه : 929


< فهرس الموضوعات > 253 < / فهرس الموضوعات > 253 هنگامى كه به او خبر رسيد كه ياران معاويه بر شهر انبار تاخته‌اند ، خود پياده از كوفه بيرون آمد تا به نخيله رسيد . در آنجا مردم بدو پيوستند و گفتند : يا امير المؤمنين ، ما تو را در نبرد با آنان كفايت مىكنيم . على ( ع ) گفت : به خدا سوگند ، شما مرا از زيان خود نگاه نداريد . چگونه مىتوانيد از آسيب آنها نگه داريد . اگر زين پيش ، رعيت از جور حاكمان مىناليد ، من امروز از جور رعيتم مىنالم . گويى ايشان پيشوا هستند و من پيرو ايشانم يا من فرمانبرم و ايشان فرمانده . على ( ع ) اين سخن را در كلامى طولانى بيان فرمود و ما گزيدهء آن را در ضمن خطبه‌ها آورده‌ايم . در اين حال دو مرد از اصحاب پيش آمدند و يكى از آن دو گفت : مرا جز بر خود و اين برادرم تسلطى نيست . اى امير المؤمنين ، بفرماى تا به جاى آوريم .
على ( ع ) در پاسخ او فرمود : شما كجاييد و آنچه من مىخواهم كجا .
< فهرس الموضوعات > 254 < / فهرس الموضوعات > 254 گويند حارث بن حوط نزد او آمد و گفت : آيا پندارى كه من اصحاب جمل را گمراه مىپندارم على ( ع ) در پاسخ او فرمود : اى حارث ، تو به پايين نگريسته اى و به بالا ننگريسته اى ، از اين رو حيران و سرگردان مانده اى . تو حق را نشناخته اى كه اهل حق را بشناسى و باطل را ندانسته اى تا بدانى آنها كه راه باطل مىسپرند ، كداماند : حارث گفت : من و سعد بن مالك [1] و عبد الله بن عمر كناره گرفتيم .
على ( ع ) فرمود : سعد بن مالك و عبد الله بن عمر حق را يارى نكردند و باطل را فرو نگذاشتند .



[1] . سعد بن مالك - سعد بن ابى وقاص است .

929

نام کتاب : نهج البلاغة ( فارسي ) نویسنده : خطب الإمام علي ( ع )    جلد : 1  صفحه : 929
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست