نام کتاب : نهج البلاغة ( فارسي ) نویسنده : خطب الإمام علي ( ع ) جلد : 1 صفحه : 773
نامه اى از تو به من رسيد ، سراسر سخن پردازى و مبهم و مغشوش ، در آشتى جويى ، سست و ناتوان . افسانه هايى كه در بافتن آن نه دانشى به كار رفته و نه خردى . همانند كسى شده اى كه بر روى ريگ روان راه مىسپرد يا در بيابانى تاريك ، بىآنكه راه را بشناسد ، گام بر مىدارد . مىخواهى به جايى فرا روى كه براى تو دست نايافتنى است و به راهى روى كه نشانه هايش ناپيداست . عقابان بلند پرواز به اوج آن نتوانند رسيد كه در بلندى همبر عيوق است . پناه مىبرم به خدا ، كه پس از من بست و گشاد كارهاى مسلمانان را تو بر دست گيرى . يا تو را منصبى دهم كه با يكى از آنها عقدى توانى بست يا پيمانى توانى نهاد . پس ، هم اكنون ، در پى چارهء كار خويش باش كه اگر تقصير و كوتاهى كنى ، بندگان خدا به سوى تو بسيج شوند و درهاى چاره به رويت بسته گردد ، و آنچه امروز از تو مىپذيرند ، ديگر نخواهند پذيرفت . والسلام . 66 نامه اى از آن حضرت ( ع ) به عبد الله بن عباس و پيش از اين روايت ديگرى از اين نامه را آورديم . اما بعد ، آدمى گاه به چيزى كه سرانجام نصيب او خواهد شد ، شادمان مىشود . و گاه بر چيزى كه مقدر نشده كه به او برسد ، غمگين مىگردد . پس نبايد بهترين چيزى كه در اين دنيا بدان نايل مىآيى ، رسيدن به لذتى يا فرو نشاندن كينه اى باشد ، بلكه بايد خاموش كردن باطلى بود يا زنده كردن حقى . بايد شادمانى تو به سبب چيزهايى باشد كه پيشاپيش براى آخرتت فرستاده اى و اندوه و دريغ تو ، بر آنچه در اين دنيا به جاى مىگذارى . و بايد كه همهء همّ تو منحصر به امور پس از مرگ باشد .
773
نام کتاب : نهج البلاغة ( فارسي ) نویسنده : خطب الإمام علي ( ع ) جلد : 1 صفحه : 773