نام کتاب : نهج البلاغة ( فارسي ) نویسنده : خطب الإمام علي ( ع ) جلد : 1 صفحه : 757
در هيچ حال امينش مشمار و بدان كه اگر نفس خويش را از بسيارى از آنچه دوست مىدارى ، به سبب آنچه ناخوش مىدارى ، باز ندارى ، هوا و هوس تو را به راههايى مىكشاند كه زيانهاى فراوان در انتظارت خواهد بود . پس همواره زمام نفس خويش فرو گير و راه خطا بر او بربند و چون به خشم آمدى ، مقهورش ساز و سرش را فرو كوب و خردش نماى . < فهرس الموضوعات > 57 نامه اى از آن حضرت ( ع ) به مردم كوفه هنگامى كه از مدينه به بصره مىرفت . < / فهرس الموضوعات > 57 نامه اى از آن حضرت ( ع ) به مردم كوفه هنگامى كه از مدينه به بصره مىرفت . اما بعد . من از موطن قبيلهء خويش بيرون آمدهام . ستمكارم يا ستمديده ، گردنكشم يا ديگران از فرمانم رخ برتافتهاند . خدا را به ياد كسى مىآورم كه اين نامه من به او رسد تا اگر به سوى من آيد ، بنگرد كه اگر سيرتى نيكو داشتم ياريم كند و اگر بدكار بودم از من بخواهد تا به حق بازگردم . < فهرس الموضوعات > 58 از نامهء آن حضرت ( ع ) به مردم شهرها نوشته و در آن از آنچه ميان او و سپاه صفين گذشته است حكايت مىكند . < / فهرس الموضوعات > 58 از نامهء آن حضرت ( ع ) به مردم شهرها نوشته و در آن از آنچه ميان او و سپاه صفين گذشته است حكايت مىكند . ابتداى كار ما چنين بود كه با شاميان روبرو شديم . به ظاهر خداى ما يكى بود و پيامبرمان يكى بود و دعوت ما به اسلام يكسان بود . نه ما از آنها خواستيم كه بر ايمان خويش به خداوند و گواهى دادنشان به پيامبرش بيفزايند و نه آنها از ما مىخواستند . در همه چيز هم ، عقيده ما يكى بود جز در باب خون عثمان كه ميانمان اختلاف بود . آنها ما را بدان متهم مىكردند و ما از آن مبرّا بوديم . گفتيم بياييد تا بافرو كشتن آتش انتقام و آرام ساختن مردم ، كار را چاره كنيم كه چون لهيب آن بالا گيرد ، چاره اش نتوان نمود . تا كارها به سامان آيد و انتظام يابد و بتوانيم حق را به جايگاهش قرار دهيم . گفتند : نه كه چارهء كار را جز جنگ ندانيم . تا سرانجام جنگ در
757
نام کتاب : نهج البلاغة ( فارسي ) نویسنده : خطب الإمام علي ( ع ) جلد : 1 صفحه : 757