responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : نهج البلاغة ( فارسي ) نویسنده : خطب الإمام علي ( ع )    جلد : 1  صفحه : 699


غنيمت برابر است . براى گرفتن سهم خود نزد من مىآيند و چون بگيرند ، باز مىگردند .
44 از نامهء آن حضرت ( ع ) به زياد بن ابيه [1] .
معاويه نامه اى به زياد نوشته تا او را بفريبد و در نسب به خود ملحق سازد . دانستم كه معاويه نامه اى به تو نوشته و مىخواهد پاى عقلت را بلغزاند و عزمت را سست گرداند . از معاويه بر حذر باش كه او شيطان است و از او روبرو و پشت سر و راست و چپ نزد آدمى مىآيد تا به هنگام غفلت فرصت يافته مقهورش سازد و عقلش را بربايد . از ابو سفيان در مجلس [2] عمر ، سخن ناسنجيده اى سر زد كه سبب آن هواى نفس و وسوسه‌هاى شيطان بود . به آن ادعا نه نسبى ثابت مىشود و نه كسى سزاوار ميراث مىگردد و كسى كه بدان دل بندد ، چونان كسى است كه ناخوانده به بزم شرابخواران در آيد و پيوسته از آن جمع برانندش ، يا مانند كاسه اى چو بينى است كه به پالان شتر مىآويزند كه در يك جاى قرار نگيرد و ثبات نيابد . چون زياد اين نامه برخواند ، گفت : سوگند به خداى كعبه كه به برادرى من با معاويه شهادت داد . و اين خيال پيوسته در سر او بود تا آن گاه كه معاويه او را برادر خود خواند . سخن حضرت ( ع ) « الواغل » كسى است كه به بزم شرابخواران هجوم مىآورد تا با ايشان شراب خورد و آنان پى در پى او را از خود مىرانند . « النّوط المذبذب » ، پياله يا كاسه يا چيزى شبيه به آن است كه به پالان شتر مىبندند و هر گاه شتر تند مىراند ، مىجنبد و به يك جاى قرار ندارد .



[1] . نك : پانوشت ص 629 .
[2] . در مجلس عمر ، ابو سفيان ادعا كرد كه زياد فرزند اوست .

699

نام کتاب : نهج البلاغة ( فارسي ) نویسنده : خطب الإمام علي ( ع )    جلد : 1  صفحه : 699
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست