و جايگاه امن و نگاه دارنده از آتش دوزخ بوده و در فرداى قيامت حافظ من از جهنّم باشى ، و من از دوستان شما هستم آنان كه با دشمنانتان دشمن و با دوستانتان دوست هستند ، بر اين طريق زنده بوده و بر آن خواهم مرد ، و ان شاء الله بر آن مبعوث شده و پس از مردن زنده خواهم شد ، همانا بدن و جسم خويش را به تعب انداخته و با اهل خود وداع نموده و سفرم به درازا كشيده ، و در قرب و جوار شما آرزوى نجات دارم ، و در آمدن به محضر شما اميدوارم كه در زمان رجعت باز گردم و در نظر كردن بر شما و به مكانتان طمع دارم كه در فرداى قيامت با پدران و سلف گذشته شما در بهشت باشم . و سپس بگو : اى ابا عبد الله ، اى حسين فرزند رسول خدا ، نزد تو آمدم در حالى كه شما را شفيع بين خود و خدا قرار دادم ، بار خدايا من فرزند حبيبت را شفيع خود بسوى تو قرار دادم ، و فرشتگان را نيز شفيع خويش نمودم ، فرشتگانى كه بر آن حضرت ضجّه زده و ناله نموده و گريسته و فرياد مىكنند ، و از زارى و گريستن سستى به آنها راه نيافته و از آن بدحال نشده و از ترس تو بيمناك و هراسان هستند ، و از عذاب تو بر حذر مىباشند ، گذشت ايّام آنها را تغيير نداده ، و در حالى كه پيوسته جيق مىزنند از اطراف حير ( حرم سيّد الشهداء عليه السّلام ) دور نمىشوند ، و سرور و آقاى ايشان عمل و حركت آنها را مىبيند ، لا ينقطع چشمهايشان اشك ريخته و خشك نمىگردد حزن ايشان شدّت پيدا كرده و سوزش و گرمى آن افزون شده و هرگز آرام و خاموش نمىشود . سپس دو دست خود را بلند كن و بگو : خدايا از تو درخواست مىكنم درخواست شخص بىچيز و ذليل را ، درخواست شخص عليل و خوارى را كه با درخواستش غير تو را قصد نمىكند ، پس اگر رحمت تو شامل حالش نشود هلاك مىگردد ، از تو درخواست مىكنم كه لطف خود را شامل حالم بنمائى ، تو كسى هستى كه سائل را نااميد نمىكنى ،