حديث چهارم ترجمه : ابو العباس رزّاز ، از محمّد بن الحسين ، از حكم بن مسكين ، از امّ سعيد احمسيّه ، وى مىگويد : رفتم محضر مبارك حضرت ابى عبد الله عليه السّلام و بر آن جناب داخل شدم پس كنيزم آمد و اظهار كرد كه اسب را برايت آورده و آماده كردهام . امام عليه السّلام به من فرمودند : اين اسب چيست كجا را اختيار كرده اى كه بروى ؟ عرض كردم : به زيارت قبور شهداء مىروم . حضرت فرمودند : امروز را به تأخير بيانداز ، از شما اهل عراق متعجّبم كه راه دورى را طى كرده و به زيارت قبور شهداء مىرويد ولى سيّد الشّهداء مىرويد ولى سيّد الشّهداء را ترك كرده و به زيارتش نمىرويد ؟ ! عرض كردم : سيّد الشّهداء كيست ؟ حضرت فرمودند : سيّد الشّهداء حضرت حسين بن علىّ عليهما السّلام مىباشد . عرض كردم : من زن هستم . امام عليه السّلام فرمودند : كسى كه مثل شما باشد اشكالى ندارد به آنجا رفته و آن حضرت را زيارت كند .