اى كردين توجّه داشته باش تو از كسانى هستى كه از آب آن حوض مىآشامى . و نيست چشمى كه براى ما بگريد مگر آنكه از نعمت نظر نمودن به آب كوثر بهره مند شده و از آن سيراب مىگردد . دوستداران ما كه از آب كوثر مىآشامند پس از نوشيدن از آن لذّتى كه برده و طعمى كه چشيده و شهوتى كه در آنها پديد آمده به مراتب بيشتر از لذّت و طعم و شهوتى است كه به ديگران يعنى كسانى كه در مرتبه پائينتر از حبّ ما هستند اعطاء مىگردد . بر بالاى حوض كوثر امير المؤمنين عليه السّلام ايستاده و در دست مباركشان عصائى از گياه عوسج بوده كه با آن دشمنان ما را منكوب و مضروب مىسازند ، يكى از آن دشمنان محضر مباركش عرض مىكند : من شهادتين مىگويم . حضرت مىفرمايد : نزد امام خود « فلانى » برو پس از او بخواه كه تو را شفاعت كند . آن شخص مىگويد : امام من كه نامش را برديد از من تبرّى مىجويد . حضرت مىفرمايند : به پشت خود بر گردد و از كسى كه دوستش مىداشتى و بر خلائق مقدّمش مىنمودى طلب شفاعت كن زيرا بهترين خلق نزد تو بايد شفاعت را بكند چه آنكه بهترين مخلوقات كسى است كه شفيع ديگران باشد . آن شخص مىگويد : از تشنگى مردم . حضرت به او مىفرمايند : خداوند تو را تشنه تر كرده و عطشت را زياد كند . راوى يعنى مسمع مىگويد : به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : فدايت شوم اين شخص چگونه نزديك حوض مىرود در حالى كه غير از امير المؤمنين عليه السّلام احدى بر آن قادر نيست ؟