كرده كه وى گفت : ابو عبيده بزّاز از حريز براى ما نقل كرد كه وى به حضرت ابو عبد الله عليه السّلام عرض نمود : فدايت شوم چقدر ماندن شما اهل بيت در اين دار فانى كم بوده و چقدر اجل شما نزديك است با اينكه تمام اين خلائق به شما احتياج دارند ! حضرت فرمودند : هر كدام از ما صحيفه اى داريم كه در طول مدّت عمر به آنچه نيازمنديم عمل كنيم در آن ثبت و ضبط شده است پس هر گاه آنچه در صحيفه نوشته شده منقضى گشت معلوم مىشود اجل صاحب صحيفه فرا رسيده و در اين هنگام پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم نزد وى آمده و خبر ارتحالش را اعلام نموده و از آنچه براى او نزد خداست خبر مىدهند و حضرت امام حسين عليه السّلام نيز صحيفه اى را كه داده شده بودند قرائت فرموده و براى آن جناب امورى كه باقى مانده منقضى نمىگرديد تفسير گرديده بود لذا آنچه مىبايد واقع شود واقع گرديد و باقى ماندن اشيائى كه بوقوع نپيوست لذا حضرتش به قتال شتافت پس آن امورى كه باقى مانده بودند اين بود كه فرشتگان از حقتعالى طلب نصرت آن حضرت را كردند و به ايشان اذن يارى داده شد پس ايشان درنگ نموده و خود را آماده براى قتال و كارزار كردند تا آن حضرت به شهادت رسيدند و پس از اين واقعه فرشتگان به زمين فرود آمدند يعنى پس از انقطاع مدّت عمر آن حضرت و به شهادت رسيدن آن جناب و وقتى ملائكه اين واقعه را ديدند به درگاه الهى عرض كردند : خداوندا به ما اذن هبوط و فرود آمدن به زمين را دادى و اجازه نصرت و يارى آن حضرت را اعطاء فرمودى پس وقتى ما به زمين آمديم كه حضرتش را قبض روح كرده اى ؟ خداوند متعال به ايشان وحى نمود كه ملازم قبر آن حضرت بوده تا آن جناب