حديث دوازدهم ترجمه : پدرم رحمة الله عليه ، از سعد بن عبد الله ، از محمّد بن عبد الجبّار ، از عبد الرحمن بن ابى نجران ، از جعفر بن محمّد بن حكيم ، از عبد السّمين بطور مرفوعه از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نقل كرده وى مىگويد : جناب امير المؤمنين عليه السّلام براى مردم خطبه خوانده و سپس فرمودند : پيش از آنكه من را از دست دهيد از من سؤال كنيد ، به خدا قسم از چيزى كه گذشته و چيزى كه خواهد آمد سؤال نمىكنيد مگر آنكه جوابتان را خواهم داد . راوى مىگويد : سعد بن ابى وقاص ايستاد و عرض كرد : يا امير المؤمنين به من خبر ده چند تار مو در سر و محاسن من مىباشد ؟ حضرت فرمودند : به خدا قسم از مسأله اى سؤال كردى كه دوست من رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم قبلا به من فرموده بود كه تو عنقريب از آن سؤال مىكنى ، در سر و محاسن تو هيچ تار موئى نيست مگر آن كه در بيخ آن شيطانى نشسته و نيز در خانه تو بزغاله اى است كه حسين فرزندم را مىكشد . راوى مىگويد : در آن روز عمر ( يعنى عمر بن سعد ) مقابل پدرش راه مىرفت .